الکستراسزا هستی‌بخش

 

الکستراسزا یا Alexstrasza هستی‌بخش ملکه اژدهایان، ناظر اژدهایان قرمز، او محافظ تمام حیات در جهان ازروت است. او انتخاب شد تا رهبر و قدرتمندترین ناظران باشد.

فهرست مندرجات

 

تاریخچه

 

سال‌ها پیش تیتان‌ها از مخلوقاتشان در جهان ازروت احساس رضایت کردند، با ایجاد حیاتی جدید در یکی از هزارن هزار جهان آنها به کهکشان بازگشتند تا جهان‌های جدیدی را پیدا کنند که بتوانند آنها را از آشوب نجات دهند. قبل از این که آنها از ازروت به سمت مارپیچ زیرین عظیمت کنند، آنها به پنج اژدها قدرت بخشیدند تا ناظر آنها در ازروت باشند. مفهوم آن : محافظ ازروت بعنوان اژدهایان ناظر تا از مخلوقات تیتان‌ها محافظت کنند.

 

ائونار تیتان محافظ تمام حیات، قستمی از قدرت‌های بیکران خویش را به جانور بزرگ قرمز رنگ الکستراسزا بخشید. از آن پس، الکستراسزا به نام هستی‌بخش شناخته شد و مشغول محافظت از تمام موجودات زنده در ازروت شد. به همین سبب او دانش فراوان و دلسوزی بی حد و حصری برای تمام موجودات زنده قائل است، الکستراسزا تاج دار، ملکه اژدهایان و رهبر هم نوعان خویش شد.

 

الکستراسزا خیلی مسن نیست احتمالا قدرتمندترین اژدهایان قبل از اینکه تتیان‌ها به او قدرت بخشند، یکی از شوهرانش تیرانستراسز بود که از او صدها سال بزرگتر بود.

 

الکستراسزا یکی از سه اژدهای ناظر بود که با شیاطین لژیون سوزان در زمان نبرد پیشینیان جنگید. همچنین در همان جنگ بود که اژدهای سیاه نلثاریون دیگر ناظران را فریفت تا از روان اژدها استفاده کنند(به نام روان اهریمن نیز شناخته می‌شود) تا قستمی از قدرت آنها را بدزدد. بعد از این که نبرد پیشینیان پایان یافت، زمانی که ایلیدان برادر ملفوریون طوفان‌خشم سه شیشه کوچک از آب چشمه جاودانگی را در رودخانه کوه هایجال ریخت، الکستراسزا مصمم شد تا از آن برای بهبود بخشیدن صدمات ناشی از جنگ بروی سرزمین‌ها با گذاشتن میوه بلوط جادویی جی هانیر، درخت مادر، در چشمه جدید هایجال کرد. درختی که از این میوه رویید درخت جهان اصلی سیاره ازروت اعلام شد و نوردراسیل نام گرفت.

 

ده هزار سال بعد در زمان جنگ دوم نکروس سرشکن، یک ارک از قبیله اژدها شکم، روان اژدها توسط جنگ سالار زولهد به او داده شد. با استفاده از نیروی وحشت آور این شی باستانی، نکروس و ارک‌های قبیله اژدها شکم به استراحت گاه اژدهایان قرمز رفتند و الکستراسزا و همسر پیرش را اسیر کردند. فرزندان این دو اژدها بودند که توسط ارک‌ها بعنوان پرندگان جنگی قدرتمند مورد استفاده قرار می‌گرفتند. السکتراسزا هیچ راهی نداشت اما تسلیم این بردگی هولناک شد. شاید تخم‌های زاده نشده توسط اسیر کننده‌گان او نابود شدند.

 

بعد از اینکه جنگ دوم پایان یافت، الکستراسزا برای هورد از قبل با ارزش تر شد. بعنوان قدرتی نظامی هورد مورد استفاده قرار می‌گرفت. برای همین از این موجود با ارزش به دقت محافظت می‌کردند. هرچند، مرگ‌بال، خائن دیرینه به الکستراسزا و از او بیشتر از دیگر دشمنانش نفرت داشت، کسی که نسبتا ادامه مطیع سازی در زمان جنگ دوم را سازماندهی می‌کرد نقشه‌ای را سازماندهی کرد تا او را آزاد سازد و فرزندان او را بدزدد تا به آرزوی خودش یعنی ساخت نژاد خودش برسد. نقشه او هرچند اتفاقی اما کمک کرد تا الکستراسزا فرار کند.

 

همچنان که ارک‌ها شروع به حرکت دادن اژدهایان اسیر خود بروی سرزمین گریم باتول کردند تا از سرزمین هایشان در برابر اتحاد محافظت کنند. کاروان توسط مرگ‌بال مورد حمله قرار گرفت. در ادامه این نبرد تیرانستراسز توسط ویم سیاه کشته شد، اما ملکه باستانی اژدهایان آزاد شد تا اسیر کننده شرورش نکروس را از بین ببرد و فرزندانش را از دست هورد رها سازد. با کمک همسرش کوریالستراسز، السکتراسزا به ناظران باقیمانده نزدرمو، یسارا و مالیگوس پیوست. بهمراه هم، و با کمک انسان جادوگر رونین، ناظران روان اهریمن را نابود کردند و مرگ‌بال را به اختفا بردند. حتی هنوز، معلوم نیست که آیا نلثاریون زنده‌است یا در حال تولید تخم‌های خویش است اما ارک‌های ستمگر کاروان هنوز در مرداب وتلند یاقی مانده‌اند.

 

فرزندان دُم آتشین او به پست خودشان که محافظت از تمام حیات بود بازگشتند و تلاش کردند تا نژاد به تاراج رفته خویش را از نو بسازند.

 

جای تقریبی الکستراسزا نامعلوم است.

 

قدرت‌ها و توانایی‌ها

 

از جمله قدرهای الکستراسزا این بود که می‌توانست بیشه زارها و سرزمین‌ها را التیام دهد. او می‌توانست مردگان را به حرکت در آورد و آنها را زنذه کند.

قدرت‌ها و توانایی‌ها

 

از جمله توانائی‌های الکستراسزا، رویاندن مجدد بیشه‌ها و التیام دادن زمین است. او می‌تواند مردگان را به حرکت در آورده و زنده کند.

 

در لانه سیاه‌بال، وائلاستراسز قدرت الکستراسزارا برای کمک کردن به گروه یورش برای شکست دادن حالت فاسد شده خویش فرا می‌خواند. سپس گروه یورش با گوهر قرمز آراسته می‌شوند که مانا، ریج و انرژی به‌مدت ۳ دقیقه بصورت بی‌پایان در می‌آید.

 

خصوصیات

 

کسی که از قدرت او با خبر است، می‌داند که ملکه اژدهایان ترحم و دلسوزی شگفت آوری دارد. زمانی که یسارا همیشه در حال ساخت رویاها برای نژادها و دانش آموزان سناریوس بود، الکستراسزا و پرندگانش از کشتار اگر امکان پذیر بود جلوگیری می‌کردند(بعوان محافظان حیات). الکستراسزا به تمام موجودات زنده عشق می‌ورزید و از آنها محافظت می‌کرد و آنهایی که که آزدهایان و جهان را تهدید می‌کردند خشم او را می‌دیدند.

 

اسامی دیگر

 

 * هستی بخش/ بخشنده حیات

 

 * ملکه اژدهایان

 

 * او که خود زندگی است

 

در بازی جهان وارکرفت

 

هیچ‌کدام از ناظران تابحال در بازی نبوده‌اند اما، ملیگوس جادو چنگ محافظ جادو و اسرار نهان در نسخه جهان وارکرفت : خشم لیچ کینگ بعنوان یک باس خواهد کرد. ملیگوس به تمام طلسمگران فانی اعلان جنگ کرده، مخصوصا کیرین‌تور دالاران. اژدرسواران قرمز با فانیان متحد شده‌اند تا در برابر جهاد ملیگوس مقابله کنند، و این بخاطر قولی است که السکتراسزا به رونین پس از آزادسازی او از دست قبیله دراگون‌ماو داده بود، که دیگر نه پرندگان او و نه نژادهای رهاکننده‌اش آسیب خواهند دید.

 

در خشم شاه لیچ

 

الکستراسزا در خشم لیچ کینگ ظاهر خواهد شد، السکتراسزا رهبر پیمان ویرمرست خواهد بود، اتحاد اژدرسواران در برابر جهاد ملیگوس.

 

شما می‌توانید به معبد ویمرست نیز بروید. و با یک ان‌پی‌سی صحبت کنید، همچنین می‌توانید به قله بروید که باید مسیر کمی را نیز پرواز کنید. بروی قله با یک الف تنومند به نام السکتراسزا هستی بخش می‌توانید صحبت کنید که به شما ماموریت‌هایی می‌دهد و به شما اجازه بدست آوردن محبوبیت را می‌دهد.

 

نقل قول‌ها

 

 * «روزی ... تو را... خواهم... کشت» به نکروس جمجمه شکن بعد از این‌که اسیر شد. (جریان تاریکی)

 * «حیات ... امید چیزی است که با خود می‌آورند» به مرگ‌بال در جواب این سوال که از چه قدرت‌هایی بر علیه او استفاده می‌کند (روز اژدها)

 * «نکروس ... تو داری فرزندان مرا می‌کشی، فرزندان من!»

 * «تمام چیزهایی را که من تحمل کردم تجربه خواهی کرد، تاریک‌ترین»

 * «حیات نماد من است، تاریک‌ترین و من تمام مادران را دوست دارم زجر و حیرت را می‌شناسم! بخاطر چند سال گذشته، فرزندانم را می‌دیدم که همچون آلات جنگ به پرواز در می‌آمدند،اگر ناکافی بود یا بسیار مشتاق بودند می‌کشتند! با دانستن این که بسیاری بدون اینکه من کاری بتوانم بکنم می‌میرند زنده بودم!»

 * «می‌باست بگذارم ابتدا تمام زجری که من کشیدم را تجربه کنی...»

 

منابع :

 


مترجم : صالح عظیمی

مدخل الکستراسزا در دانشنامه هنر نبرد

جنگ اول

جنگ اول بین انسان ها و اورک ها درست بعد از رسیدن اولین گروه از قبیله اورک های درانور به آزروث شروع شد.پادشاهی انسانی آزروت کاملا نابود شد و بازماندگان جنگ مجبور شدند به لردران فرار کنند.

 

 وقایع نگاری

  • نبرد اول برای هورد خوشایند نبود. انتظار پیروزی آسانی بر یک رقیب ضعیف را داشتند. هورد به استجکامات استورم ویند یورش برد، تنها به شکستی فاجعه آمیز متقارن تن در دادند. ارک‌های اندکی جان سالم بدر بردند.
  • گولدان جادوی سایه را طلب کرد تا مرداب سیاه را در چشمه‌های مه آلود پنهان کند. مه تیره و تار ارک‌های باقی مانده را پنهان ساخت و مانع نیروهای انسان‌‌ها از تعقیب آنها شد.
  • هورد تحقیر شد و بسیار غیره منتظره شکست خورد و عشیره به سرعت دچار آشفتگی شد. بدنبال آشوب، با دسته بندی مقصرها هورد شکستی دیگر خورد.
  • گولدان دیکتاتور بی‌باک سیاه‌دست نابود کننده بر سریر جنگ‌سالار هورد نشاند. جنگ سالار جدید، دوباره قبایل را جمع آوری کرد و آنها را برای حمله‌ای جدید به ازروت آماده ساخت. هورد شروع به تاخت و تاز علیه محل زندگی انسان‌های دور افتاده در نزدیکی مرداب کرد.
  • مدیو به گولدان تصویری دیگر نشان داد، مقبره سارگراس و قدرتی که درون آن است.
  • هورد باردیگر به ازروت هجوم آورد شهرها و دهکده‌ها را یکی پس از دیگری نابود ساخت و هرچیزی که در سر راه بود را چپاول نمود. شهرهای دهکده باشکوه، جنگل آفتابی، ایالت طلایی و نهر ماه نابود شدند.
  • دروتان، سردسته قبیله گرگ یخی توسط ارک‌های دیگر کشته شد. قاتلان فرزند خردسال دورتان را در مقابل بدن مرده والدینش تنها گذاشتند، اما ارک جوان به سرعت یافته و توسط انسان‌هایی تحت رهبری آئدلاس بلک‌مور نجات پیدا کرد. فرزند خردسال به عنوان برده گرفته شد و بر لو نام ترال نهادند.
  • لرد آندوین لوتار مدیو خائن را یافت. او مبارزان اندکی را به برج مدیو برد و با جادوگر روبرو شد. لوتار بهمراه خدگر شاگرد مدیو بدن مدیو را دریدند و روح سارگراس را نابود کردند. هرچند روح مدیو فرار کرد.
  • به سیاه‌دست خیانت شد و توسط ارگریم پتک تباهی، جنرال مورد اعتماد و دوست نزدیکش به قتل رسید. پتک تباهی جانشنین سیاه‌دست و جنگ‌سالار هورد شد.
  • استحکامات استورم ویند پیش قدرت کامل هورد سقوط کرد و نابود شد، شاه ال‌لین توسط یکی از خادمان گولدان، گارونا نیمه ارک کشته شد
  • جاسوسان وفادار ارگریم گارونا را گرفته و شکنجه دادند. زیر شکنجه، او وجود انجمن سایه را فاش ساخت و آنها را به سمت وارلاک‌های گولدان در نزدیکی خرابه‌های استورم‌ویند هدایت کرد.
  •  
  • پتک تباهی گرگ‌سواران خویش را به ویرانه‌های استورم‌ویند گسیل کرد. آنها بیشتر وارلاک‌های گولدان را کشتند و اعضای باقی مانده انجمن سایه پراکنده شدند. گولدان درخواست بخشش و و به پایان رساندن نظریه‌اش کرد. پتک تباهی موافقت کرد و او را مورد بخشش قرار داد.
  • لرد آندوین لوتار پذیرفت که پادشاهی ازروت از دست رفته است. او مردمان کشور خویش را جمع آوری کرد و آنها را از میان دریای بزرگ عبور داد. سرانجام بروی ساحل لردران فرود آمدند.



مترجم : صالح عظیمی

مدخل جنگ اول در دانشنامه هنر نبرد

گورشالاخ

گورشالاخ یا Gorshalach ، نابودگر تاریکی، قدرتمندترین اسلحه کهکشان است. این شمشیر بزرگ در اصل متعلق به سارگراس زمانی که یکی از اعضای معبد خدایان تیتان‌ها بود است. زمانی‌که سارگراس به جنون افتاد، گورشالاخ، این جنون را حس کرد و خودش را را تبدیل به دو قسمت کرد تا از بکار بردن خویش توسط تیتان تاریک جلوگیری کند. یک تکه آن توسط سارگراس برداشته شد و دوباره کوبیده و تبدیل به گوریبال شد، دیگر قسمت آن به دست آگرامار افتاد کوبیده و تبدیل به تائشالاخ شد. اگر هر دو قسمت از شر پاک شود می‌توانند دوباره تبدیل به گورشالاخ شوند.


مترجم : صالح عظیمی

مدخل گورشالاخ در هنر نبرد

مالورنه

مالورنه یا آپارو (Malorne) گوزن سفید عظیم الجثه در زمین بعنوان محافظ طبیعت پرسه می‌زد. قدرت او در طبعیت خویش نهفته‌است و مسئولیت او بر مخلوقات و پروش طبیعت در جهان بود. او پدر سناریوس بود، که سلطنت او برتمام طبیعت را به ارث برد.

 

بیوگرافی

 

تاریخچه

 

این نظریه‌ای است که او پیرتر از الوون است.

 

اولین پیشینه مالورنه در افسانه تائورن به نام گوزن سفید و ماه موجود است. شرح داده که مالورنه چگونه توسط تائورن شکار شده‌است و با الوون در ازای کمک معامله کرده‌است. مالورنه کمک الوون را پذیرفت و بعنوان قسمتی از معامله به او عشق می‌ورزید. الوون سناریوس را از این ارتباط بدنیا آورد.

 

مالورنه راه‌دار آشکارا زمانی که یک بحران بزرگ جهان یا تمدن الف‌های شب را تحث تاثیر قرار می‌داد به الف‌های شب کمک می‌کرد. گرچه او قدرت‌های جادویی زیادی داشت، او هرگز خودش را به شکل دیگری تغییر نداد،حقیقتا گوزن از دو جنگ داخلی در میان الف‌های شب با درآوردن خویش بدین شکل پیش روی چشمان متحیر الف‌های شب جلوگیری کرد. مالورنه سیاستمدار ممتازی بود، آغازگر گفتگو مابین طرفین و دعوت کننده به آرامش بود.

 

مالورنه قادر به ورود در رویای زمردین و جهان مادی در هر زمانی بود، و تمام اتفاقات بین تو قلمرو را مشاهده می‌کرد چنانچه او از همه اتفاقاتی که همزمان در هردو جهان می‌افتاد اطلاع داشت.

 

شایعاتی مبنی بر وجود گروهی از درویدها است که نام ناظران مالورنه را بعنوان درویدهای شاخ گوزن برخود نهاده‌اند.

 

خویشاوندان

 

چنانچه در افسانه‌ها آمده، مالورنه عاشق الوون مادر فرزندش سناریوس بود. او سپس همسر اژدهای ناظر ایسرا شد. او سناریوس را همانند فرزند پذیرفت. این اتفاق مارا به این تفکر سو می‌دهد که ایسرا و الوون یکی و مشابه بودند، اما این تئوری رسما رد شده‌است.

 

در دایره‌المعارف وارکرفت، به وضوح (برای بارها) تکرار شده‌است که مالورنه هرگز بطور عاشقانه با یسرا مواجه نشده‌است. ظاهرا شایعه از ارتباط نزدیک بین ایسرا و سناریوس شروع شده است(اکنون می‌دانیم که ایسرا استاد و سناریوس شاگرد او بوده‌است) که مشخص می‌شود الوون مادر غایب است.

 

مرگ و رستاخیز مالورنه

 

الف‌های شب مالورنه را بخاطر کمک‌های بزرگش در نبرد پیشینیان در برابر تهاجم اول لژیون سوزان جایی که او جانش را بخاطر جهان ازروت از دست داد و مرد ستایش می‌کنند.

 

سناریوس از دیدن مرگ اورسول و اورساک، آویانا و آگاماگان برآشفت سناریوس هزاران فل‌گارد و فل‌هانتر را با شاخش خرد کرد و مقداری دیگر را در برابر جسد آگاماگان همانند تخته خرد کرد.

 

شیاطین سرانجام موفق به متوقف ساختن سناریوس شدند، قبل از اینکه شیاطین موفق به کشتن او شوند، مالورنه بصورتی ترسناک امد و چشمان تمام شیاطین را با رنگ سفید با شکوهش کور کرد. سم مالورنه بسیاری از شیاطین را متلاشی کرد، شاخ سفیدش بسرعت آنها را نابود می‌کرد. مالورنه از فرزندش سناریوس دفاع کرد، و بصورت تلپاتیکی به الف‌های شب فرمان داد تا به سمت فرزندش بیایند، جارود سایه‌آواز و دیگران سناریوس را به جایی امن منتقل کردند.

 

غضب مالورنه موجب شده بود جریان که به نفع لژیون بود تغییر کند، هنوز آرکیماند نیامده بود. آذرخش سیاه در اطراف مالورنه به زمین اصابت کرد و او را پخته کرد ... آتش سبزی از زمین اطراف مالورنه برمی‌خواست، پوستش را سوزاند زمانی که زمین و سنگ شکل غولی با دستانی جمع شده بخود گرفت و چهار پایش را بر زمین کوفت. آرکیماند در اندازه‌ای بسان مالورنه ظاهر شد.

 

مالورنه از تله جادویی او جست و با شاخ‌هایش به ارکیماند فشار وارد ساخت، که موجب لرزش و آذرخش شد چنانچه شیاطین و نژادهای ارزوت که در اطراف بودند لرزیدند و بر زمین صاف خوردند و حیران و متحیر بودند. مالورنه و آرکیماند برای چند دقیقه جنگیدند تا اینکه سرانجام آرکیماند موفق شد تا مالورنه را گرفتار کند و با نیروی زیادش گردنش را بشکند. دلاور فداکار و پدر سناریوس، لنگ و مرده کنار آرکیماند افتاده بود.

 

ملفوریون فهمید که سناریوس بیهوش است و آرکیماند تنها مالورنه را کشته‌است. طلسمی روانه بدن آرکیماند کرد که دور بدنش همانند درختی پوشیده و گرفتار شد. آرکیماند همچنان خطرناک بود و مصمم به رهایی توسط منورهای آتشین سبز بود.

 

مدت کوتاهی بعد (زمان خیلی کمی در واقع)، الکستراسزا، ایسرا و ساریدورمی، بهمراه اژدرسوارانشان وارد نبرد پیشینیان شدند. ایسرا با شیهه به سمت مالورنه شتافت و چشمان تابان پیرش را باز کرد(یکی از تنها زمان‌های معدودی که ایسرا چنین کرد و در تاریخ وارکرفت ثبت شده‌است) با جیغی گوشخراش همچنانکه بخاطر قتل دوستش اشک می‌ریخت. هزاران شیطان توسط چنگال و بال‌های او به اطراف پرت شدند. دیوانگی او ادامه داشت، راهش را به سمت هدفش باز می‌کرد تا رمانی که در کنار جنازه مالورنه رسید و چانه‌اش را بر سر مالورنه گذاشت هق هق او در سرتاسر جهان شنیده می‌شد بطوری که سوگورای رویایی گوزن سفیدش پایان یافت.




مترجم : صالح عظیمی

مدخل مالورنه در دانشنامه علمی تخیلی فانتزی

 

جهان وارکرفت : آنسوی دروازه سیاه

در خرید کتاب جهان وارکرفت : آنسوی دروازه سیاه پیش دستی کنید. 

این رمان توسط آرون روزنبرگ و کریستی گولدن نوشته شده و برگرفته شده از بازی وارکرفت ۲ : آنسوی دروازه سیاه نسخه توسعه دهنده است جایی که ترون گورفیند با نرزول پیمان می‌بندد تا چهار شی باستانی قدرت را از ازروت برای ساختن دروازه به جهان‌های دیگر بیاورد. این اشیاء عبارت بودند از : جمجمه گولدان، کتاب مدیو، چشم دالاران و عصای سارگراس.


در این رمان سرگذشت خدگر، رنجر آلریا بادپا، تورالیون، کوردران پتک وحشی و داناث ترول‌کش درون جهان قرمز درانور در تعقیب ترون گورفیند و هورد از طریق دروازه سیاه را خواهید خواند.


درباره مخلوقات این دروازه‌های اسرار آمیز و علت اینکه چه‌چیزی درانور را به این سرنوشت شوم دچار ساخت نیز پی خواهید برد. ... سرزمینی که اکنون اوتلند نامیده می‌شود. کریستی گولدن در این رمان بخوبی هورد و همچنین ارتباط عاشقی تورالیرون و آلریا را نمایان ساخته است. آرون روزنبرگ نیز اتحاد را با تجربه خود از جهان وارکرفت دگرگون ساخته است.

 

برای اطلاعات بیشتر می‌توانید به بلیزپلنت و سایت رسمی جهان وارکرفت و یا بلاگ‌های شخصی آرون روزنبرگ و کریستی گولدن مراجعه کنید.

 

تیتان‌ها

گروهی از تیتان‌ها، کسانی که جهان را شکل دادند و نظاره گر تمام جهان شدند. آنها رهبران نژاد تیتان بودند و به اژدهایان ناظر قدرت بخشیدند.

تیتان‌ها نژادی بس قدرتمند هستند، خدایگانی که در سرتاسر کیهان سفر می‌کنند و جهان‌ها را نظم می‌دهند.

اسیر

اسیر یا Aesir تیتان‌های غول پیکر پوست پلاتینی هستند، حوزه قدرتشان طوفان، یخبندان و آب است. آنها بسیار گوشه گیرند، و از تمام نژادهای فانی دوری می‌کنند و نمی‌خواهند موازنه سیر تکاملی‌شان را برهم زنند. عول‌های کوهستان و دریا مستقیما فرزندان آن‌ها هستند. کسانی که برای کمک به آنها در نگهداری ارتفاعات بلند و دریاهای جهان ساخته شده‌اند.


ونیر

ونیر یا Vanir تیتان‌های غول پیکر پوست برنزی هستند. کسانی که ارتفاعات و مکان‌های ژرف جهان را شکل‌داده‌اند. دورف‌ها فرزندان آن‌ها هستند. (زمانی به نام خاکی معروف بودند) و تروگز‌های ملعون که به آنها در کندن زمین کمک می‌کنند. همانند اسیر، آنها از نژادهای فانی جهان دوری می‌جویند.

همان‌طور که توسط صفحه‌گرامافون نورگانون گفته شده، بعضی از خاکیان اولیه در اولدامان بعلت نااستوار بودنشان در هنگام کار طاقت‌فرسایشان درمحیط تبدیل به تروگز شدند. هزاران سال بعد خاکیان تبدیل به دروف‌ها شدند.

تیتان‌های شناخته شده

 

آآمان ثول پدر والامقام ایزدستانمان‌ثول پدر والامقام معبد خدایان

ایسر تیتان مذکر او رهبر معبد خدایان و برادر سارگراس است. ائونار هستی‌بخش همسر اوست.

قسمتی از قدرتهای بیکران خود را به اژدهای بزرگ برنزی رنگ نزدرمو اعطا کرد تا پاسبان خودِ زمان و راه‌های همیشه چرخان تقدیر باشد.


ائونار حافظ تمام حیات

قسمتی از قدرت‌های خویش را به اژدهای قرمز الکستراسزا ارزانی داشت تا محافظ تمام موجودات زنده جهان باشد.همچنین به خواهر کوچکتر الکستراسزا، اژدهای لاغر سبز ایسرا قسمتی از قدرت تاثیرگذاری بر موجودات را داد تا نظاره گر رشد بیشه‌ها باشد.


نورگانون حافظ علم و معرفت و ایزد جادو

اژدهای آبی ملیگوس را انتخاب کرد و قسمتی از قدرت های بیکران خویش را به او اعطا کرد تا محافظ جادو و اسرار پنهان باشد.


خزگورات شکل‌دهنده و آهنگر جهان

قسمتی از قدرت های بیکران خویش را به اژدهای غول پیکر سیاه نلثاریون بخشید و به حکومت بر تمام زمین و اعماق ژرف آن را واگذار کرد.


سارگراس

بزرگترین مبارز تیتان‌ها و دفاع کننده از تمام جهان آنان بود. گرچه تنها کسی بود که جایگاه خویش را ترک کرد و به بزرگترین خیانتکار تبدیل شد و به مبارزه با همنوعان خویش پرداخت.


آگرامار انتقام جو

جانشنین سارگراس در معبد خدایان بعد از رفتن او شد و به مبارزه با لژیون سوزان پرداخت.


گولگانث تندرگر

پسر آمان‌ثول و ائونار تیتان مذکر غول پیکر که پوششی پلاتینی دارد. اسلحه اش شاخ بزرگی است که در دستانش نگاهداری می کند.



مترجم : صالح عظیمی

مدخل تیتان‌ها در دانشنامه علمی تخیلی فانتزی