هورد

بخش اول

هورد یکی از دو جناح‌های بزرگ سیاسی متشکل از فانیان جهان ازروت هستند, طرف مقابل اتحاد نام دارد. هورد تشکلی است متشکل از تبعید شده گان و متواریانی است که از مشکلات بزرگی جان سالم بدر برده, با هم یکی شده, همچون خانواده‌ای می‌جنگند, همراه و یار یکدیگرند. هرچند در آرمان‌ها, سیاست‌ها و باورها تجدید نظر شده و اعضای آن با گذر زمان تغییر کرده‌اند, این همان هوردی است که از جنگ سالار اورگریم پتک تباهی به ترال ارث رسیده است.

اعضای اصلی

اعضای اصلی هورد شامل :

·         اورک‌های دورتار

o    اورک‌های بازمانده از جنگ‌های اول, دوم و سوم که توسط ترال از کمپ‌های نگهداری آزاد شده و با هدایت او سرنوشت جدیدشان را در کلیمدور رقم زدند. بار دیگر به سنت آبا و اجدادیشان شمنیزم بازگشتند تا در برابر تباهی جادوی اهریمنی مقابله کنند.

o    در دگردیسی ترال خردمند رهبری هورد را به گروش فریاد جهنمی  داد تا این بار دنیا را نجات دهد و هورد و اتحاد را به‌حال خود گذارد.

دیگر رهبران شامل : واروک سورفنگ و درک‌تار

o        پایتخت هورد شهر دورتار, واقع در اورگریمار است.

o    همچنین کمپ‌هایی در برنز, آشنویل, استرانگلتورن ویل, بلندهی‌های آرتای, مرداب مصیبت‌ها, سرزمین‌های نامساعد  و آشارا  دارند. پس از بازشدن مجدد دروازه‌‌ی سیاه, اورک‌ها به سرزمین مادریشان درانورکه اکنون اوتلند نامیده می‌شد بازگشتند و اردوگاه‌هایی در شبه جزیره آتش جهنم, بیشه‌ی تروکار, ناگرند, کوهستان تیغ لبه و دره‌ی شادومون  برپا کردند. سپس به نرثرند رفتند و پاسگاه‌های مرزی در بورین توندرا, دراگون بلایت و گریزلی هیلز ساختند.

o        قبایل اورک بازمانده که به ترال پیوستند :

·     قبیله گرگ یخی – قبیله‌ی خود ترال, که از زمان مرگ‌ آخرین رهبر قبیله دورتان توسط پیشگو درک‌تار هدایت می‌شود. قبیله گرگ یخی بزرگترین اجتماع اورک‌ها در پادشاهی شرقی در دره آلتراک بود. (دهه‌ها قبل توسط گولدان به ازروت تبعید شده بودند)

·         قبیله آوای جنگ  – توسط گاروش فریاد  جهنمی  هدایت می شود, این اورک‌ها در جنگا آشنویل اقامت دارند.

·         قبیله شترد هند, قسمت ازروتی قبیله که به ترال پیوستند و بعنوان  گروه قاتلان هورد به خدمت در آمدند.

·     ماگ‌هار اورک‌هایی هستند که از فساد گریختند و در تمام سه جنگ در اوتلند باقی ماندند. رهبر آن‌ها مادربزرگ گِیاه, مادربزرگ ترال است. دیگر اعضای قابل ذکر این گروه دارنوش سورفنگ, گاروش فریاد جهنمی و جورین ددآی )ددآی به معنا شکارچی قهار) است.

·     قبیله بلیدینگ هالو  – قبیله‌ای که پس از جنگ دوم به درانور بازگشت, اما وقتی‌که اعضای آن در مکان‌های مختلف ازروت پراکنده شد مثل گرام فریاد جهنمی و قبیله‌اش آواز جنگ آن‌ها را رها کردند. آن‌ها بعدا اسیر شدند. توسط ترال از کمپ‌های کار اجباری رهایی یافتند و به هورد جدید پیوستند. علاوه بر این فردی برجسته در میان ماگ‌هار بود که رهبرشان نیز بود و نامش جورین ددآی بود.

·     قبیله شمشیر آتشین– اربابان شمشیر زمانی قسمتی از قبیله شمیر آتشین بودند, هرچند قبیله خودش را به فساد کشاند, این اندک شمشیرزنان هنوز هم قسمتی از هورد هستند.

·     قبیله سیاه‌صخره – ایتریگ  و واروک سورفنگ عضوهای هورد جدیداند. بلادآی ردفیست و رگار زمین خشم  به همراه هورد جدید به کلیمدور رفتند, درکنار این اعضای شناخته شده پرچم‌هایی از این قبیله در بعضی از اردوگاه‌های نظامی جنگ سوم بود.

·         قبیله سایه ماه – پاسبانان و دیده‌وران روستای سایه‌ی ماه بازماندگان این قبیله هستند.

·     قبیله‌ی پتک شفق – در واقع یکی از اورک‌های آن‌جا هنوز وابسته به هورد است (زاروک). رهبر این قبیله چوگال است که در وقایع دگردیسی و شکستن جهان ازروت نقش بسزایی در کنار مرگ‌بال دارد.

·     قبیله دراگون ماو  – در جهان وارکرفت : دگردیسی (آخرین گسترش دهنده‌ی بازی جهان وارکرفت تا حال حاضر) قبیله دراگون ماو دوباره به هورد می‌پیوندند و در ارتفاعات شفق ساکن هستند.

o        ترول‌های قبیله‌ی نیزه‌ی تاریک.

·     درواقع ساکن قسمت کوچکی از جزایر دریای بزرگ هستند. سرانجام در سفر ترال به کلیمدور به او پیوستند و به جزایر اکو  نقل مکان کردند, اما در آن‌جا توسط تفنگداران دریایی کول‌تیراس  زمین‌گیر شدند. آن‌ها همیشه از اورک‌ها و مخصوصا ترال برای نجات قبیله‌شان و دادن خانه‌ای جدید به ایشان سپاسگذارند.

·         رهبر این ترول‌ها شکارچی سایه ول‌جین است.  

§         دیگر رهبران : وانیرا شمن و زن‌تابرا دروید هستند.

·         پایتخت ایشان جزیره نیزه تاریک است, بزرگترین جزایر اکو, در کنار سواحل دروتار است.

§     قبل از احیا کردن جزایر اکو, روستای سن‌جین در میان سرزمین دورتار پایگاه اصلی نیزه تاریک بود. دیگر پایگاه‌های ترول‌ها واقع در آشن‌ویل, کوهستان پاشنه سنگی  و دزولیس است. همچنین کنترل دو پاسگاه مرزی هورد (پاسگاه سوامپارت و زابراجین) در زنگارمارش  اوتلند در اختیارشان است.

·         ترول‌ها از رپتورها و خفاش‌ها برای سواری استفاده می‌کنند.

·         در دگردیسی آن‌ها اورگریمار را ترک کرده و گاروش را حمایت نمی‌کنند.

o        تائورن‌های مولگور

·         یک نژاد اصیل, بومی کلیمدور, که با اورک‌ها دوست شدند و به‌آن‌ها راهنمایی و کمک معنوی کردند.

·         پس از مرگ کایرن بزرگ, توسط پسرش سالار ارشد بین سم خونی  رهبری می‌شود.

·         رهبران مهتر : دروید اعظم همول رون‌توتم

·         پایتخت ایشان تاندربلاف در مولگور است.

§     همچنین کمپ‌هایی در برنس, هزار سوزن, کوهستان‌های پاشنه سنگی, دزولیز, فرالاس و فل‌وود دارند. علاوه بر این پیش قراولانی را به سمت پسر عموهایشان تونکا ها در نرثرند فرستادند.

·         بروی کودوهای عظیم الجثه‌شان سوار می‌شوند و زمین را در می‌نوردند.

o        نامردگان لردران

·         گروهی از نامردگان که از کنترل لیچ کینگ خارج شدند, آن‌ها با هورد صلح کرده و متحد شدند.

§     این گروه شامل دیگر مخلوقات نامرده از جمه والکیر ها است که پس از مرگ آرتاس به جداشده‌گان پیوستند.

·         رهبرشان ملکه بانشی سیلوانس بادپا است.

·         پایتختشان آندرسیتی در تریستیفال گلید است.

·     همچنین سیلورپاین فورست و هیلزبارد فوتیلز و همچنین شهری در هالوینگ فورد و دراگون بلایت نرثرند در اختیارشان است.

·     انجمن داروسازان سلطنتی – فرقه‌ای از جداشده‌گان کیمیاگر است که در تلاش برای ساخت طاعونی جدید برای نابود کردن غضب و دیگر شکل‌های حیات هستند.

·     خفاش‌های خوناشام و اسب‌های اسکلتی جداشده‌گان به کمک هورد آمدند و بعنوان مرکب از آن‌ها استفاده شد. این‌ها حیواناتی عادی و ذی شعوراند.

o        الف‌های خون کوئل‌تالاس

·     گروهی از الف‌های عالی پیشین اعتیادشان به جادو را ترک کردند و توسط اعضای اتحاد رانده شدند, بنابراین به سمت هورد رفتند و از آن‌ها کمک خواستند تا به اوتلند برسند و سرنوشتشان را رقم بزنند. این الف‌ها اتحاد مستحکمی با جداشده‌گان به‌دلیل سرنوشتی مشابه دارند. اغلب جداشده‌گان پیشتر الف عالی بودند (بنشی‌های الف و دارک رنجرها)

·     پس از مرگ شاهزاده کیل‌تاس سان‌استرایدر دیوانه توسط لورثمار ترون نایب السلطنه کوئل تالاس هدایت می‌شوند. (سان استرایدر در زبان تالاسین به معنای روز رو یعنی کسی که در روز حرکت می‌کند است)

§         دیگر رهبران مهتر : هالدورون برات‌وینگ و بانو لیادرین

·         پایتختشان شهر سیلورموون در اورسانگ وودز است.

·         همچنین گاست‌لند را بهمراه جداشده‌گان و اردوگاهی در شبه جزیره آتش دوزخ اوتلند را در اختیار دارند.

·         فار استرایدرز یک گروه مخصوص از الف‌های خون که شامل دیده‌وران و رنجرها است.

·         مرکب الف‌های خون هاک استرایدرها و راگون هاک ها هستند.

o        گابلین‌های بیلگ‌واتر کارتل

·     با بدست آوردن سرزمین‌های مادریشان جزایر کزان, گابلین‌های بیلگ‌واتر کارتل سوار برکشتی‌ها شدند و به سمت آشارا رفتند, در نبرد بین ناوگان دریایی اتحاد و هورد گرفتار شدند. در این زمان توسط اتحاد مورد حمله قرار گرفتند بنابراین با هورد متحد شدند و اتحاد را به عقب رانده و دشمنان دیرینه‌شان در جزایر گم شده را نابود ساختند.

·         توسط ترید پرنس گالی‌ویکس رهبری می‌شوند.

·         پایتخت ایشان بندر بیلگ‌واتر در آشارا است.

§         بخش از اورگریمار شهر مرکزی اورک‌ها در اخیتار ایشان است.

·         مرکب گابلین‌ها هات رادزهایی است که شباهت زیادی به ماشین دارند.

 

ادامه در بخش دوم ...

فراست‌مورن

فراست‌مورن شمشیر طلسم شده‌ است که نرزول، لیچ کینگ آن را سریر یخی‌اش به بیرون پرتاب کرد که آرتاس منتیل کسی که از پتانسیل میزبانی خویش بی‌اطلاع بود. فراست‌مورن را در قاره نرثرند یافت. اکنون فراست‌مورن در دستان آرتاس/لیچ کینگ است.

مورادین ریش برنزی، دورف اکتشاف‌گر آخرین بار در نرثرند دیده شد، او درباره قدرت فراست‌مورن چیزهایی شنیده بود و بدنبال آن بود زمانی‌که آرتاس و مردانش به نرثرند رسیدند. زمانی که نیروهای لرد وحشن مل‌گانس شروع به محاصره آنها کردند، آرتاس و مورادین بدنبال اسلحه رفتند.

فراست‌مورن توسط تعداد زیادی از نامردگان محافظت می‌شد آنها تلاش ‌کردند به آرتاس از خطر فراست‌مورن بگویند، اما باوجود این آرتاس آنها را از بین برد. وقتی که آنها شمشیر را یافتند بروی تخته سنگی که فراست‌مورن بروی آن بود این سنگ نوشته را خواندند:

هرآنکس که این شمشیر را بردارد قدرت تا ابد نزدش خواهد بود. هرآینه که شمشیر جسمی را بدرد قدرت هم روح‌اش را تکه تکه خواهد کرد.

مورادین فهمید که شمشیر نفرین شده است، اما آرتاس با مسرت گفت که هرگونه نفرینی را برای نجات سرزمین مادریش می‌پذیرد. زمانی که آرتاس آن کلمات را برزبان راند، یخی که شمشیر را پوشانده بود شکست و منفجر شد. قطعه‌ای از آن به مورادین خورد و او را در دم کشت. آرتاس دیگر هرگز از دور اداختن پتکش نگران نمی‌رسید و شمشیر را برداشت. شمشیر بدست، آرتاس به پایگاه‌اش بازگشت و ضد حمله‌ای را برعلیه مل‌گانس تدارک دید و به سرعت پایگاه لرد وحشت را نابود کرد. لرد وشحت با آرتاس روبرو شد، و به او گفت که نرزوی می‌دانست که او شمشیر نفرین شده را برمی‌دارد. او با آرتاس چنان صحبت می‌کرد که انگاراعتقاد داشت او در جبهه لرد وحشت است. برای غافلگیری اهریمن، آرتاس از شمشیر تفرین شده برای کشتن لرد وحشت به دستور شاه لیچ استفاده کرد.

بر اثر برداشتن فراست‌مورن، آرتاس روحش را به لیچ کینگ تقدیم کرد و اولین شهسوار مرگ شد.

اصل

تایکاندریوس اظهار کرد که لیچ کینگ شمشیر را خودش ساخته، که این بعید است، بخاطر اینکه نرزول قادر به ساختن اشیاء از درون سریر یخی‌اش نبود. اینکه شمشیر توسط کسی از افراد لژیون ساخته شده باشد بیشتر است و کیل جیدن، لیچ کینگ را برای منظوری نامعلوم در اسارت قرار داده بود. اگر این یک قالب بوده است بنابراین بسیار عجیب است که کیل جیدن به نرزول توانایی فرار از این زندان را بدهد. هنوزهم منشا فراست‌مورن به صورت یک راز باقیمانده است.، گرچه منابع اشاره به این می‌کنند که شمشیر توسط لژیون ساخته شده و نه نرزول:

«فراست‌مورن یک شی بسیار وحشت‌اور و قدرتمندی است، توسط شیاطین ساخته شد تا قدرت‌های لیچ کینگ را نگه دارد. نرزول شمشیر را از سریر یخی به بیرون پرتاب کرد و برای رسیدن آن بدست آرتاس برنامه ریزی کرد. بدنبال راهی برای نابودی غضب، شاهزاده آرتاس متکبر شمشیر نفرین‌شده را در اختیار گرفت و سرنوشت خویش را همان‌طور که نرزول نقشه کشیده بود رغم زد»

همچنین بخشی از داستان سایت رسمی خشم لیچ کینگ اظهار می‌کند که فراستمورن توسط لیچ کینگ ربوده شده است:
«روح نرزول بطور جادویی زندانی شده بود تا لباس یک زره باستانی و مقید به شمشیر نفرین شده قدرتمند فراست‌مورن شود. تا از فرمانبرداری نرزول مطمئن شوند، کیل جیدن زره و شمشیر را داخل بلوک یخی که از مناطق دور دست مارپیچ زیرین جمع آوری شده بود بطور مخصوصی مهر و موم کرد»

نفرین

فراستمورن توانایی کشیدن جان از قربانیانش و روح هرکسی که با آن مرتبط است را داراست. لیچ کینگ قابلیت دیدن از طریق چشمان و شنیدن از طریق گوش‌های هرکسی که فراستمورن را حمل می‌کند را داراست. این قدرت بمعنای آن است که توسط هیچ موجود فانی قابل توقف نیست. لیچ کینگ می‌تواند با اداره کننده آن ارتباط تلپاتی در هر مکان و هر فاصله‌ای برقرار کند. لیچ کینگ از این توانایی برای فاسد کردن حامل در طی زمان استفاده می‌کند. این اثرات مختلفی دارد. فردی که فراستمورن را در اختیار دارد از روی میل قستمی از آن نمی‌شود. در طی زمان فرد از یک انسان خوب به یک انسان عادی و سپس وحشت انگیز تبدیل می‌شود. هیچ نامرده‌ای نیست که پس از استفاده از آن به نامرده تبدیل نشود. سرانجام شمشیر قادر به مکیدن روح موجود زنده به داخل شمشیر می‌شود. سپس فراستمورن حافظه‌ها و قدرت‌های قربانیان را نگاه می‌دارد. در عمل بدن اصلی حامل در داخل یک مایل فراسمورن باقی می‌ماند. شمشیر به کنترل بدن ادامه می‌دهد و شاید دارنده متوجه نشود که حس آگاهی‌اش به شمشیر منتقل می‌شود. آنسوی یک مایل شمشیر قادر به کنترل بدن حامل نیست و حامل سرانجام از وضعیت فعلی خویش بکلی آگاه می‌شود.

لیچ کینگ می‌تواند به طور همزمان هم بدن بی‌روحی که با او در ارتباط است و هم فراستمورن را کنترل کند. روح داخل فراست‌مورن نابود می‌شود مگر اینکه حاضر به ادغام با لیچ کینگ شود، واگر چنین نکند تا ابد از بین می‌رود، اگر روح با لیچ کینگ ادغام شود او قادر به استفاده از تمام قدرت‌ها و خاطره‌های قربانیان خواهد شد. او تنها یکبار آنهم با شاهزاده آرتاس منتیل چنین کاری را کرد.


قدرت‌ها
هنر نبرد ۳
در هنر نبرد : سرزمین آشوب، فراست‌مورن پایه آسیب آرتاس را ۲۲ واحد افزایش داد و به او اجازه آسیب آشوب را داد، که اثری کامل بر تمام انواع زره‌ها می‌گذارد.

بازی ایفای نقش

در هنر نبرد بازی ایفای نقش راهنمای هیولاها، فراست‌مورن شی‌ای منحصر بفرد و فنا ناپذیر است. یک شی‌ باستانی با قدرت‌های زیر است :
افزایش شانس ضربه، افزایش آسیب، افزایش شانس ضربه خطرناک، افزایش سرعت تک، قدرت بجان هم انداختن موجودات بی‌جسم بطوری که کاملا جان می‌گیرند. و ...

بلیزکن

شکوه فراست‌مورن در بلیزکن ۲۰۰۷ به نمایش گذاشته شد.

سازندگان گفتند که هنوز بروی جزئیات آن کار می‌کنند. و افکت‌های آن را اضافه می‌کنند «قدرت‌های متعددی که خواهد داشت» (نسان دادندکه مشکل پتانسیلی با تصویر لیچ کینگ جدید دارند)

مراجع

بازهم دیگر مرجع شرور مرده، «درود برشاه، عزیزم» این جمله توسط جنازه‌ای در پایان شرور مرده ۳ : نیروهای تاریکی گفته شد. همچنین توسط دوک نوکم گفته شده است.


منبع: دانشنامه جهان وارکرفت

مدخل فراست‌مورن در دانشنامه علمی تخیلی فانتزی

مترجم : صالح عظیمی

جنگ اول

جنگ اول بین انسان ها و اورک ها درست بعد از رسیدن اولین گروه از قبیله اورک های درانور به آزروث شروع شد.پادشاهی انسانی آزروت کاملا نابود شد و بازماندگان جنگ مجبور شدند به لردران فرار کنند.

 

 وقایع نگاری

  • نبرد اول برای هورد خوشایند نبود. انتظار پیروزی آسانی بر یک رقیب ضعیف را داشتند. هورد به استجکامات استورم ویند یورش برد، تنها به شکستی فاجعه آمیز متقارن تن در دادند. ارک‌های اندکی جان سالم بدر بردند.
  • گولدان جادوی سایه را طلب کرد تا مرداب سیاه را در چشمه‌های مه آلود پنهان کند. مه تیره و تار ارک‌های باقی مانده را پنهان ساخت و مانع نیروهای انسان‌‌ها از تعقیب آنها شد.
  • هورد تحقیر شد و بسیار غیره منتظره شکست خورد و عشیره به سرعت دچار آشفتگی شد. بدنبال آشوب، با دسته بندی مقصرها هورد شکستی دیگر خورد.
  • گولدان دیکتاتور بی‌باک سیاه‌دست نابود کننده بر سریر جنگ‌سالار هورد نشاند. جنگ سالار جدید، دوباره قبایل را جمع آوری کرد و آنها را برای حمله‌ای جدید به ازروت آماده ساخت. هورد شروع به تاخت و تاز علیه محل زندگی انسان‌های دور افتاده در نزدیکی مرداب کرد.
  • مدیو به گولدان تصویری دیگر نشان داد، مقبره سارگراس و قدرتی که درون آن است.
  • هورد باردیگر به ازروت هجوم آورد شهرها و دهکده‌ها را یکی پس از دیگری نابود ساخت و هرچیزی که در سر راه بود را چپاول نمود. شهرهای دهکده باشکوه، جنگل آفتابی، ایالت طلایی و نهر ماه نابود شدند.
  • دروتان، سردسته قبیله گرگ یخی توسط ارک‌های دیگر کشته شد. قاتلان فرزند خردسال دورتان را در مقابل بدن مرده والدینش تنها گذاشتند، اما ارک جوان به سرعت یافته و توسط انسان‌هایی تحت رهبری آئدلاس بلک‌مور نجات پیدا کرد. فرزند خردسال به عنوان برده گرفته شد و بر لو نام ترال نهادند.
  • لرد آندوین لوتار مدیو خائن را یافت. او مبارزان اندکی را به برج مدیو برد و با جادوگر روبرو شد. لوتار بهمراه خدگر شاگرد مدیو بدن مدیو را دریدند و روح سارگراس را نابود کردند. هرچند روح مدیو فرار کرد.
  • به سیاه‌دست خیانت شد و توسط ارگریم پتک تباهی، جنرال مورد اعتماد و دوست نزدیکش به قتل رسید. پتک تباهی جانشنین سیاه‌دست و جنگ‌سالار هورد شد.
  • استحکامات استورم ویند پیش قدرت کامل هورد سقوط کرد و نابود شد، شاه ال‌لین توسط یکی از خادمان گولدان، گارونا نیمه ارک کشته شد
  • جاسوسان وفادار ارگریم گارونا را گرفته و شکنجه دادند. زیر شکنجه، او وجود انجمن سایه را فاش ساخت و آنها را به سمت وارلاک‌های گولدان در نزدیکی خرابه‌های استورم‌ویند هدایت کرد.
  •  
  • پتک تباهی گرگ‌سواران خویش را به ویرانه‌های استورم‌ویند گسیل کرد. آنها بیشتر وارلاک‌های گولدان را کشتند و اعضای باقی مانده انجمن سایه پراکنده شدند. گولدان درخواست بخشش و و به پایان رساندن نظریه‌اش کرد. پتک تباهی موافقت کرد و او را مورد بخشش قرار داد.
  • لرد آندوین لوتار پذیرفت که پادشاهی ازروت از دست رفته است. او مردمان کشور خویش را جمع آوری کرد و آنها را از میان دریای بزرگ عبور داد. سرانجام بروی ساحل لردران فرود آمدند.



مترجم : صالح عظیمی

مدخل جنگ اول در دانشنامه هنر نبرد