|
مالیگوس آبی |
 |
| القاب
|
جادوچنگ، ارباب جادو، ناظر جادو |
|
جنسیت |
مذکر |
| نژاد |
اژدهای آبی |
|
|
| طرفدار |
اژدرسواران آبی، اژدهایان ناظر |
| شغل |
رهبر اژدرسواران آبی محافظ جادو و اسرار نهان |
| محل |
چشم جاودانگی، نکسوس |
| وضعیت
|
جاودان، قابل کشتن در
بازی |
| خویشاوندان |
سیندراگوسا (همسر اسبق)، ساراگوسا
(همسر فعلی) آریگوس، بالاسگوس (پسران)، ایسرا، نزدرمو، نلثاریون(دیگر
ناظران)
|
اژدهای موج دار درست مثل کسی
که از آب بیرون میآید، ظاهرا یک جانور مارپیچی جاودان است که با فلسهای
بلورین پاک نیلگون پوشانیده شده.
بالها، برای تکان دادن چنین مخلوق عظیمی کوچک به نظر میرسند، یکدست هستند و
تشعشعات نور را منعکس میکنند.
ملیگوس یا
Malygos
نام اژدهایی در دنیای هنر نبرد
است. وی به عنوان فرمانروای اژدهایان آبی و نگهدارندهی جادو شناخته میشود،
بسیار پیر و دانا و همچنین محافظه کار است.
نورگانون، تیتان ارباب جادو
و حافظ علم و معرفت، به مالیگوس مقداری از قدرتهای بیکران خویش را ارزانی داشت.
بعد از آن بود که مالیگوس به نام جادوچنگ، محافظ جادو و اسرار نهان شناخته شد.
ملیگوس جانوری بزرگ با
بالهایی کوچک است. بدنش با فلسهای بلورین نیلگون پوشانده شده است. بدنش با
رنگهايی متغیر که از آبی به نقرهای تغییر میکند میدرخشد. از لحاظ علمی، تا
زمانیکه فرزندان او متخصص در جادو هستند بهنظر میرسد که قدرتشان بسیار فراتز
از دیگر اژدرسواران است به این خاطر که جادو عنصر قدرت آنهاست.
ملیگوس جادوچنگ اژدها ناظر
آبی و رهبر اژدرسواران آبی است. او یکی از باستانیترین موجودات زنده ازروت و
یکی از تنها کسانی است که از زمان رفتن تیتانها هنوز زنده است. اکنون سلامت
عقل خویش را بازیافته است و یکبار دیگر نقشی فعال در محافظت از جهان را انجام
میدهد.
شخصیت
گفته میشود ملیگوس ارباب
جادو، جادو و طلسمها را ساخته است، هرچند که فقط در حد یک افسانه به نظر
میرسد. هدایت جادو توسط او بسیار حیرت آور است، هرچند آرزوی داشتن چنین قدرتی
را ندارد از این لحاظ شبیه یک نیمه خداست. درحالیکه بدن او به محکمی دیگر
ناظران نیست، دشمنان ملیگوس بخاطر قدرت شگفت انگیزش در بکارگیری از جادو دچار
مشکل میشوند. همانند بسیار از همنوعانش ملیگوس منزوی از ارتباط با دیگران
خودداری میکند. او در نرثرند زندگی میکند، در کنامی که سرتا پا پوشیده از
تجهیزات جادوئی که تاکنون شناخته شده زندگی میکند. بسیاری از کسانی که
قدرتهایشان مطرح است در مقابل او خموش میشوند. پس از شکست خوردن مرگبال در
گریم باتول سلامت عقلیاش را بازیافته و اکنون در حال بازسازی نژاد نژاد در حال
انقراضاش اشت در حالیکه اندک فرزندان باقیمانده او در حال تطهیر کردن اشیاء
باستانی و محافظت از جادوی سری هستند.
ملیگوس جنگ طلب نیست و هنوز
هم اژدرسواران او توسط اژدهایان سیاه شکار میشوند. او نژادش را در صورت امکان
از دیگر همنوعان دور میکند. از پناهگاه و خودش با حیله و نیرنگ مراقبت میکند.
کسانی که خانهاش را پیدا کردهاند بطرق گوناگونی مایل به ترک آن بودهاند.
ملیگوس فقط در زمانی که همه چیز بیفایده است مستقیما وارد عمل میشود. وقتی
نبرد میکند ابتدا جادوگران را جذب میکند از سلاح نفساش و دیگر اسلحهها
استفاده میکند تا جادو را در ذهنشان تغییر دهد.
بیوگرافی
طبق کتاب میراث ناظران، که
توسط یک انسان که درمیان الفهای شب بهدنبال کسب دانش است نوشته شده است،
ملیگوس شکل مشخص اژدهایی را دارا نیست. انسان نویسنده کتاب نوشته است ملیگوس
قادر به تغییر شکل در هر زمانی است که البته این قابلیت منحصر بفردی در میان
اژدسواران نیست. مخصوصا اینکه از کلمات جالب توجه استفاده میکند. انسان
نویسنده نوشته «بندرت بعد از بازگشت به شمال دیده شده است، اغلب او به شکل یک
حشره میباشد، اما زمانی که او و فرزندانش در فرم اژدهاگون خود هستند در
رنگهای آبی گوناگون هستند» اگر این اطلاعات درست باشد، شدیدا زندگی ملیگوس یا
یکبار زندگی در میان نژاد نروبینها را تایید میکند.
ملیگوس احاطه شگفت انگیزی بر
جادو دارد و همچنین جسم قدرتمندی ندارد. ملیگوس در غاری در نثرند زندگی میکند
و کنام او اشیاء جادویی بسیاری دارد. ملیگوس و پرندهگانش بدنبال هر منبع
جادویی میگردند و از اشیاء باستانی محافظت میکنند بنابراین نژادهای فانی قادر
به مخاطره انداختن جهان با استفادههای بیملاحظه خود را ندارند. او قبل از
نبرد پیشینیان به برادرش نلثاریون، نگهبان زمین بسیار نزدیک بود.
با از بین رفتن تقریبا تمام
فرزندانش، ملیگوس کم کم عقلش را از دست داد. احساس گناه عمیقی بخاطر متقاعد
کردن دیگر اژدهایان در بخشیدن قدرتهایشان به روان اهریمن میکرد. به کنامش در
نرثرند بازگشت و هزاران سال پنهان شد. احساس پشیمانی او را بیرمق کرده بود. در
زمان ده هزار سال پس از نبرد پیشینیان، بهندرت توسط دیگر ناظران دیده میشد.
جسمش تبدیل به کاریکاتوری از شکل پیشینش شده بود. بدن باریکش توسط یخ احاطه و
تقریبا اسلکتی شکل شده بود.
ملیگوس پیرترین در میان پنج
ناظر است، پیرترین اژدهایی که هنوز زنده است.
نبرد پیشینیان
در زمان نبرد پیشینیان زمانی
که شهبانو آشارا و پاکزادانش دروازهای در چشمهی جاودانگی ایجاد کردند تا به
لژیون سوزان اجازه ورود و دستیابی به ازروت را بدهند، ناظران بزرگواز در کنام
الکستراسزا جمع شدند تا در مورد تهاجم تصمیم بگیرند و چه نقشی در دفاع از جهان
را باید بازی کنند. نلثاریون پینشهاد داد تا به تهاجم شیاطین پایان دهند،
اژدرسواران باید اسلحهای بسازند که با آن بتوانند نیروهای اهریمنی را قلع و
قمع کنند.
نلثاریون ملیگوس را متقعد
کرد تا در متقاعد سازی دیگر ناظران به او کمک کند تا از مقداری از قدرتهایشان
برای ساختن اسلحه، روان اژدها استفاده کنند. شی شبیه دیسکی طلائی بود که توسط
نلثاریون ساخته شد. روان اژدها میبایست سلاحی بر علیه شیاطین میبود. تمام
ناظران و اژدهایان بهغیر از نلثاریون قسمتی از قدرتشان را برای ساخت روان
اژدها ارزانی کردند. با استفاده از دیسک، نلثاریون قادر بود تا کنترل تمام
اژدهایان و دیگر ناظران را در اختیار بگیرد.
زمان نبرد نهایی ناظران بزرگ
تمام اژدرسواران خویش را فراخواندند و آنها درجاییکه پیشینیان و الفهای شب
راه اهریمنان را سد کرده بودند به نبرد درآمدند. به آسانی نلثاریون دیوانه که
به مرگبال معروف است، هم اهریمنان و هم الفهای شب را با استفاه از روان اژدها
(که اکنون به نام روان اهریمن شناخته میشود) نابود کرد. دیگر ناظران تلاش
کردند تا نلثاریون را متوقف سازند. اژدرسواران ملیگوس مرگبال را احاطه کردند
تا روان اهریمن را از او بگیرند. با یک اشاره جادویی روان اهریمن آنها سقوط
کردند و بهزمین کوبیده شدند. ملیگوس نیز هم از نظر فیزیکی و هم از نظر روحی
بشدت آسیب دید ، اما سرانجامش همچون سرانجام پرندهگانش نبود.
کراسوس با رفتن به کنام
ملیگوس و برداشتن چند تخمی که هنوز دارای زندگی بودند آنها را در جایی نامعلوم
ذخیره کرد در پایان جنگ او آنها را به نزدرمو سپرد.
جنگ دوم
پس از جنگ دوم، الکستراسزا
توسط اورک (هنر نبرد)اورکهای دراگونماو ربوده شد و به گریمباتول برده شد.
همسر جوانتر او کوریالستراسز که به کراسوس معروف است به شکل یک الف تغییر
قیافه داد و به ملاقات ملگیوس رفت تا با کمک او الکستراسزا را نجات دهد. هرچند
در ابتدا ملیگوس امتناع کرد، کراسوس با فاش ساختن زنده بودن مرگبال و اینکه او
بهطور غیر مستقیم اورکهای دراگون ما را هدایت میکند تا روان اهریمن را
بازیابند، ملیگوس را متقاعد کرد تا به او کمک کند. کراسوس سرانجام گفت که
الکستراسزا از قدرت خویش در بخشیدن حیاتی جدید به ملیگوس اژدرسواران جدیدی را
میبخشد. فرصت خوبی برای انتقام فرزندان مردهاش، دیدن احیای آنها و رهایی
خودش بود. ملیگوس پذیرفت تا بار دیگر به جهان برای مقابله با مرگبال ملحق شود.
بعد از اینکه مرگبال شکست
خورد و روان اهریمن نابود گشت، ملیگوس به نظر سلامت عقلی پیشین خویش را
بازیافت. رونین شی را با استفاده از فلسهای مرگبال و جادو نابود کرد. تمام
انرژیهای روان اهریمن به ناظران بزرگ منتقل شد و قدرتهایشان بهطور کامل
بهآنها بازگشت. هرچند هنوز جمعیت اژدر سواران کم بود جوجههای آبی به کندی
رشد میکردند و این به ملیگوس امید میداد.
خشم لیچ کینگ
در مقدمه پنل جهان وارکرفت :
خشم لیچ کینگ، معلوم شد که ملیگوس سلامت کامل عقلی خویش را بازیافته است، در
واقع سلامت عقلی خویش را در نتیجه مقابله با نلثاریون و کشته شدن اژدران آبیاش
در نبرد پیشینان از دست داده بود. بههرحال ناظر پنداشت که نژادهای پستتر
بهطور عیرقابل قبولی از جادو استفاده میکنند و بدینسان تبدیل به دشمن
استفادهکنندهگان جادو مخصوصا کیرینتور دالاران شد. دالاران که به نرثرند
تغییر مکان داده تا بعنوان شهر مرکزی جنگ بر علیه لیچ کینگ و نبرد کیرینتور با
ملیگوس باشد. او در چشم جاودانگی کنامش در نکسوس پیدا میشود او تنها باس این
محل است (همانند مگثریدون و آنکسیا)
کریس متزن به جزئیات بیشتری
درباره تخاصم اژدرسواران آبی گفت. تیریگوسا اژدهایان زیرین را تحت کنترل خویش
در آورده و اژدهایان سماوی را به نرثرند آورده است. کشف اعضای بدن آنها به
بهبودی ملیگوس و اژدرسواران آبی کمک میکند. ملیگوس با دیدی باز به تعداد زیادی
از طلسمگران سرتاسر ازروت تذکر داده و این بیپروایی در استفاده از جادوی سری و
خطراتی که آنها ایجاد میکنند باعث میشود بار دیگر لژیون سوزان را به ازروت
آورند. همانطور که پاکزادان پیشتر این کار را کردند (یکی از تنها خاطران
باقیمانده در ذهنش قبل از اینکه دیوانه شود) ازهمین رو تصمیم به مقابله با تمام
کسانیکه از جادو استفاده میکنند گرفته است. دالاران به نرثرند سفر کرده تا با
اژدرسواران آبی بحنگد و اژدرسواران قرمز بخاطر قول الکستراسزا به رونین پس از
وقایع روز اژدها برای دفاع از فانیان در برابر جهاد عموزادگانشان بر علیه
جادوگران به نرثرند آمدهاند.
شما میتوانید در نسخه توسعه
دهنده خشم لیچ کینگ با ملیگوس در کنامش مبارزه کنید. او یکی از چهار ناظری است
که در توسعه دهنده خشم لیچ کینگ در بازی وجود دارد. (بهغیر از مرگبال)
بازیکنان با کمک الکستراسزا با جادو چنگ میجنگند. بنابراین ملیگوس اولین (و در
حال حاضر، تنها) اژدها ناظری است که میمیرد.
کوئستها
همانطور که کولدارا بدون
پرنده عیر قابل دسترس است، بازیکنان پشت یک اژدهای قرمز نشسته و به آمبر لج
میروند. در کولدارا بازیکنان کریستراسزا را ملاقات میکنند، او بازیکنان را
برای ایجاد تلهای برای ساراگوسا، همسر ملیگوس میفرستد. کریستراسزا بدن
ساراگوسا را در روال کوئست آتش میزند و ملیگوس بسیار خشمگین میشود. ملیگوس
پائین میآید و از جادویش برای یخ بستن کریستراسزا استفاده میکند و او را تحت
کنترل خودش در میآورد. سپس او تبدیل به همسر جدید ملیگوس و باسی در نکسوس
میشود.
نقلقولهای خواندنی
• او قدرت خودش را ارزانی نداشت، مال خودش را ارزانی نداشت!
ایسرا به او بگو، به او
بگو چطور پس از شکست اهریمنان، بر علیه ما شد! از قدرت خودمان علیه خودمان
استفاده کرد.
• چیزهای بسیاری را از دست دادم ... چیزهای بسیار! اما تو، تو که خودت را
کراسوس مینامی، تو که جامه اژدهایان بر تن کردی، تو هم همه چیز را از دست
دادهای.
• بسیاری بیهوده میگویی، بسیار بیهوده (به نزدرمو)
• چنین وقاحتی هرگز نباید به حقیقت میپیوست، و من تبدیل به آلت دستی در
ترغیب دیگران به ساختن آن شدم. فقط این منصفانه است دوست قدیمی، که من حذفش
کردم.
• چیزهای بسیاری با گذر زمان از دست دادم، فانی، در واقع چیزهای بسیار. هوش
اندک تو قادر به درک زجری که دیسکهای آتشین بر قربانیانش وارد میکند
نیست، اکنون از قلمروی من قبل از اینکه تکهای از زجرهایم را به تو نشان
دهم برو.
• امید انجام دادن چه کاری را داری، تا در قلمرو من طوفان بهپا کنی؟ تا از
جادو استفاده کنی؟ در برابر من؟ ... ها ها ها...
نامها و القاب
• جادو چنگ
• دست جادو
• محافظ جادو
• ارباب جادو
منابع
• دانشنامه جهان وارکرفت
• ریچارد ناک
روز اژدها
شابک 0671041515.
http://events.curse.com/leipzig2007/articles/details/2842
http://www.mmo-champion.com/index.php?topic=750.0
http://www.imdb.com/name/nm0164682/
http://en.wikipedia.org/wiki/Cam_Clarke