جهان آرگوس

آرگوس موطن اصلی اردار است. (از این رو درن‌آی‌ها از نظر جسمانی به اردار اصلی شبیه هستند). ظاهراجهانی خیالی (غیر مادی) که ساکنانش هوشمند و در جادو بسیار بااستعداد بودند. آرگوس توسط یک شورای سه نفری از قدرتمندترین جادوگران اردار: کیل جیدن، آرکیماند و ولن حکمرانی می‌شد.

احتمال می‌رود که پایتخت فرمانروای آنان مکّ اری یکی از مقدس ترین شهرهای آرگوس، بنابه گفته جرسا مکّ اری بوده‌است. سرانجام آرگوس توجه سارگراس شرور را جلب کرد. نابودگر به اردار پیشنهاد معامله‌ای در قبال وفاداریشان داد، او به آنها قدرتی ماورای تصور تمام نژادها حتی در رویا می‌داد. کیل جیدن و آرکیماند بسرعت پیشنهاد را پذیرفتند، ولی ولن تصوری از آینده داشت: اردار ممکن بود به شیاطین تحت فرمان سارگراس تبدیل شوند. نصیحتش به کیل جیدن و آرکیماند بی اثر ماند. او در نامیدی بدنبال چاره‌ای برای حل این وضعیت دشوار گشت. سرانجام ولن با نارو ارتباط برقرار کرد. و با پیروانش گریخت،و اسم جدید درن‌آی یا تبعید شدگان را برای مردمش برگزید.

کیل جیدن، آرکیماند و تمام نژادشان تبدیل به جادوگران و نوابغ نظامی خوف انگیر لژیون شدند.

نابود شدن آرگوس توسط آزاد شدن ناگهانی قدرت شیطانی اردار هنوز آشکار نشده‌است. (با توجه با دانش قبلی)، یا اگر از تغییرات اردار نجات یافته باشد. در هر صورت اگر آرگوس همچنان وجود داشته باشد، قطعا دژی و یا احتمالا مرکز فرماندهی برای لژیون سوزان خواهد بود. در طلوع هورد این موضوع منحرف شده ولی در هر صورت هیچ چیزی که این موضوع را اثباتی کند وجود ندارد. 

نکات دیگر

جالب آن است که واژه آرگوس در بازی استارکرفت: قهر جنگ نسخه توسعه دهنده‌ای از استارکرفت محصول استراتژی دیگری از شرکت بلیزارد نیز وجود داشته‌است. تعویض آرگوس به فرمانروایان تاریکی قدرت بیشتری می‌بخشد. جواهر آرگوس برای تمپلرهای غارتگر سیاه نیز یکسان نیست، و سنگ آرگوس فقط در بیابان یافت می‌شود. واژه آرگوس به معنی نقره‌است همانطوری که در بیداری آرگوس یا طلوع نقره‌ای معنی دارد. هیچکدام از نهادها و گروهای ذکر شده به جهان آرگوس ارتباطی ندارد. (اگرچه آرگوس بیدار از وفاداران لژیون سوزان است). معلوم نیست که این اسم چه ارتباطی بین جهان‌های بلیزارد دارد.

آرگس یا آرگوس در بسیاری از اساطیر دارای معنا است و در یونان قدیم به معنای «کار نکردن» یا «تنبل» است.

منبع

ویکی پدیا جهان وارکرفت

آنگراثار درگاه خشم

آنگراثار درگاه خشم ورودی مسدود شده به دژ کوه یخی است و در شمال غربی دراگون‌بلایت واقع است. درگاه خشم توسط اتحاد و هورد مورد حمله قرار گرفت. اتحاد پایگاه فوردراگون هولد و هورد کارکارون ونگارد را برپا کردند. این نیروها مصمم بودند تا وارد دژ بشوند. در اینجاست که بازیکنان (به‌غیر از شهسواران مرگ) اولین نبرد خود با لیچ کینگ را انجام می‌دهند و «اولین عمل» اتفاق می‌افتد. درگاه خشم ساخته شد تا به‌شکل سکان هدایت باشد و از سرونایت فولادی به نام «خون سیاه یاگ‌سارون» توسط توسکارها ساخته شده است.

هایجال

محل کوه هایجال در کالیمدور

هایجال منطقه‌ای در شمال کالیمدور، در جنوب غربی وینتراسپرینگ، شرق فل‌وود، شمال شرقی آشن‌ویل و شمال شرقی آشارا واقع شده است. در حال حاضر این منطقه محصور است.

مکان کوه هایجال ، آخرین محل ستیز در نبرد سوم بود، دو قله سفید بلند از سرزمین اطراف قد علم کرده بودند. چشمه جاودانگی اسرار آمیز در قله هایجال قرار داشت و درخت بزرگ جهان نوردراسیل که در نبرد سوم تیره و زخمی گشت هنوز پابرجاست. جادوی ایزدی در اعماق کوه هایجال نفوذ کرده و حیوانات خانه خود را در بیشه آن می‌سازند و از دیگرحیوانات باهوش‌ترند. شمشیر شب و شمشیر بیشه گربه‌های کوچکی سرتاسر درختان هستند. حال آنکه هیپوگریف‌ها و شیماراها در آسمانش پرواز می‌کنند. خرس‌ها و گرگ‌ها برای شکار در بیشه پرسه می‌زنند. این مخلوقات با الف‌های شبی که در اطراف زندگی می‌کنند دوست هستند. اما به متجاوزان حمله می‌کنند. دره وینتر اسپرینگ، نزدیک قله، قلمروی کوچک همیشه زمستانی است جایی که اژدهایان آبی با الف‌های شب و پلنگ شمشیر یخی برخورد کردند.

تاریخچه

کالدوری سال‌ها از کوه مقدس بزرگ محافظت کردند. زمانی که اولین چشمه جاودانگی در تهاجم اول شیاطین نابود گشت. نتیجه انفجار آن گردابی همیشه پیچان بود که جهان را به چند قاره تقسیم کرد. کوه هایجال این انفجار را تحمل کرد و الف‌های شب آمدند و تصمیم بر بازسازی جامعه خویش این بار بدون جادوی سری شدند.

یکی از الف‌های نجات یافته، ایلیدن طوفان‌خشم برادر دروید قدرتمند مالفوریون طوفان‌خشم مقدار اندکی از آب چشمه جاودانگی را بخود برداشته بود. ایلیدن بدون جادو چشمه قادر به زنده ماندن نبود. بعد از دگرگونی بزرگ، او این آب‌ها را در برکه کوه هایجال ریخت و چشمه جاودانگی دوم را ساخت. الف‌های شب از این عمل سخت عصبانی بودند. برای اینکه انرژیذهای چشمه اول در واقع شیاطین را به ازروت آورده بود. ایلیدان زندانی شد و مالفوریون با سه اژدهای بزرگ ملاقات کرد تا درخت جهان، نوردراسیل را بسازند. درخت جهان داخل چشمه بزرگ می‌شد و از آن محافظت می‌کرد. در قرن‌های متمادی، الف‌های شب همیشه پایدار بوده‌اند. از درخت جهان که در میان دو قله کوه هایجال قد برافراشته محافظت و نگهداری می‌کنند. هدف لژیون سوزان در نبرد کوه هایجال درخت بود، اما با در آمیخته شدن قدرت نژادهای فانی ازروت شکست خورد و باعث منفجر شدن اهریمن لرد آرکیماند شد و جهان از تهدید شیاطین رها شد.

 


مترجم : صالح عظیمی

مدخل کوه هایجال در دانشنامه علمی تخیلی فانتزی