خدایان باستانی
خدایان
باستانی خدایان بدسیرتی بودند که در گذشتههای دور و قبل از اینکه آنها و معاونین
مادیشان به دست تایتانها مغلوب شوند بر دنیای ازروت حکم میراندند. عده بسیار اندکی
از موجودات فانی خدایان باستانی را میشناسند و عده معدودتری هنوز آنها چیزی بیش از
یک افسانه میپندارند. خدایان باستانی خبیث، موجودات غول پیکر و ذاتا کینه جویی که
زمانی بر جهان و موجودات وحشی ابتدایی که در آن ساکن بودند حکم میراندند.
دور نما
اندک کسی درباره خدایان باستانی و نجواهای دیوانه کنندهشان میداند. در واقع هیچکس در ازروت حتی وجود خدایان باستانی را تا زمانیکه سیثان آنکیراج را ساخت نمیدانستند. خدایان باستانی بندگانشان را تسخیر میکنند هرچند که در زیر زمین محبوساند.بیشتر پیروان خدابان باستانی سلامت عقل خویش را از دست دادهاند و شرور شدند. خدایان باستانی محبوس شدهاند و یا به خواب رفتهاند. اما حیطهی قدرت آنها بسیار وسیع و ویران کننده است. تشعشات دیوانه کنندهشان به مردمان ازروت آسیب میزند. در بعضی از موارد شریر است اما عقلهای سلیم را عمدا و از روی خبث تینت به پرستش خود وادار میکنند تا جهان را ویران و نابود سازند بعضیها اعتقاد دارند که پس از این ویرانی جهانی جدید متلود خواهد شد. بههر حال بندگان اغفال و گمراه شدهاند و کسانی که میخواهند ارتباط واقعی و مستقیم با خدایان باستانی برقرار کنند نامید و بهطور تغییر ناپذیری دیوانه میشوند.
سیثان و یاگسارون تنها خدایان باستانی هستند که نامشان مشخص شده است. یاگسارون در اعماق نرثرند محبوس شده است اما سیثان برای مدتی بیدار شد. اخیرا سیثان بهطور کامل بیدار و قادر به بازگشت فیزیکی به ازروت شد. اکنون او در خرابههای آنکیراج پناه گرفته است و قهرمانان دلاور به ویرانهها هجوم میبرند تا شاید قبل از نابود شدن ازروت بدست خدای باستانی او را نابود کنند.
تاریخچه
مدتها پیش ازروت دنیایی آغازین و مملو از خدمتکاران خاکی خدایان باستانی بود. زمانی که تایتانها این دنیا را در راستای ماموریتشان برای به وجود آوردن نظم در گیتی بازدید کردند، ابتدا بر علیه معاونین خدایان باستانی که خدایان مادی ازروت بودند به مبارزه پرداختند. منبع مواد ابتدایی خود آنها یعنی راگناروس لرد آتش، ترازین مادر سنگ، الاکیر لرد باد و نپتولون شکارچی جزرومد بودند. تایتانها به زودی خود خدایان باستانی را نیز شکست دادند و آن موجودات طغیانگر را در زیر زمین زندانی کردند که از قرار معلوم تا به امروز در آن جا باقی اند. و سپس شروع به انجام فرآیند طولانی شکل دادن به زمین و دریاها کردند.
تعداد خدابان باستانی
بر اساس منابع موجود، سه، چهار یا پنج خدای باستانی محبوس شدهاند. برخی از این منابع به محدودیت تعداد خدایان باستانی اشاره میکنند. بازی ایفای نقش به تعداد بیشتری از پنج خدای باستانی اشاره میکنند که شامل مردگان و زندانیان میشود.
تعداد
منابع بسیاری به خدایان باستانی محبوس شده اشاره میکنند :
• کتاب راهنمای وارکرفت ۳ به این اشاره میکند که پنج خدای باستانی در اعماق زمین حبس شدهاند.
• پانتئون پایتخت خدایان باستانی را نابود کرده و پنج خدای باستانی را در اعماق سطح جهان زندانی کردند
• براساس سهگانه نبرد پیشینیان سه خدای باستانی هنوز زنده بودند، توسط تیتانها زندانی و در اعماق زمین بندی شده بودند. البته ممکن است که آنها بیشتر باشند اما ایت
سه تن باهم متحد شده و قصد فرار از زندانشان را دارند.
• بر اساس خدایان باستانی و شکلگیری ازروت، چهار خدای باستانی در اعماق زمین محبوس شدند. شاید این با سهگانه نبرد پیشینیان مطابق باشد اگر سیثان مرده را هم به حساب بیاوریم. هرچند بر این باورند که سیثان مرده و محبوس نشده است
بندی شدهگان
• آنها شروران خفته اعماق زمین توصیف شدهاندکه بصورت تلپاتیکی با بندهگان در ارتباط اند.
• آنها نلثاریون اژدهای نیکخواه را گمراه کردند تا برای آنها روان اهریمن که وسیلهای بسیار قدرتمند بود را بسازد که آنها را نیز قادر میساخت که سارگراس را ناخواسته وادار به آزادسازیشان کند. روح دیو به وسیله مالفوریون از نلثاریون گرفته شد و سپس به دست ایلیدن افتاد تا از آن برای احضار سارگراس استفاده کند سپس دوباره به نلثاریون بازگشت که مدتی بعد از آن مورد حمله خدایان باستانی که امید به تکمیل احضار داشتند قرار گرفت. مالفوریون بعد از این که روان اهریمن از دست نلثاریون رها شد آنرا برداشت و به کمک ایلیدان از ورود سارگارس جلوگیری کرد. روان اهریمن سپس به اژدهایان داده شد و ده هزار سال بعد نکروس آن را دزدید، سپس توسط اژدهایان پس گرفته و نابود شد.
• آنها بعضی از پاکزادان را تسخیر کردند و از آنها برای ورود لژیون سوزان به ازروت استفاده کردند. بسیاری از پاکزادان به ناگا تغییر شکل یافتند. قصد خدایان از اینکار هنوز نامشخص است.
• طبق گفته مالفوریون خشم طوفان، یکی از سه تن مسئول کابوسی است که رویای زمردین را مخدوش ساختهاست.
• آنها قلمرو نزدرمو را مورد هجوم قرار داده بودند و شروع به ایجاد رخنهای در زمان کردند. نقشه کشیدند اندکی از طریق زمان به عقب بازگردند، تا بتوانند نتیجه نبرد پیشینیان را تغییر دهند و به سارگراس شانس جدیدی برای ورود به جهان دهند و شانس دیگری برای آزادی خویش فراهم سازند. نقشهی آنها بازهم توسط ملفوریون طوفانخشم شکست خورد.
• هنوز دیگران اظهار میکنند که گسست باستانی چیزی را که در اعماق زیرین دریا بود بیدار کرد، چیزی که سرانجام با موجی از خرابی ظاهر میشود. شاید این اشارهای به یکی از خدایان باستانی دارد و بهنظر انعکاسی از اطلاعات قیام سیثولو است.
• بلکفیثوم دیپ در آشنویل دیرزمانی معبد الوون بود. گسست بزرگ معبد را خراب کرد و آن را در آب و زیر صخرهها غوطهور ساخت. فساد خدایان باستانی ترواش و چشمهی ماه موجود در بلکفیثوم دیپ را آلوده کرد. اشاره شده که خدایان باستانی زیر بلکفیثوم دیپ ساکن بوده اند. البته نباید با آکومای که تنها کسی بود که قدرت خدایان باستانی به او نفوذ کرده بود اشتباه گرفته شود.
دلیل نابود شدن درخت زندگی وردراسیل و همچنین دلیل فساد و احیای اورساک یک خدای باستانی است. سازندگان در بلیزکن ۲۰۰۷ اعلام کردند که خدایی باستانی در اعماق آزجول نروب در نرثرند وجود دارد. که این خدای باستانی بر اساس اطلاعات جدید یاگسارون است
خدایان باستانی مرده
خدایان باستانی اصلی بهعقیده بعضیها کشته شدهاند. باقیماندهشان یا باقیمانده خادمانشان در شمشیر ارباب واقع در ساحل سیاه قابل رویت است. و برخی معتقدند در بقایای آنها در درهی استخوانها دفن شده است.
کوئست دهنده اونو اشاره میکند که شمشیر ارباب بقایای اربابی باستانی را نگهداری میکند و در بازی ایفای نقش اشاره میکند که معتقد بر بودن یک خدای باستانی است. بران ریش برنزی میگوید که یک تیتان یکی از خدایان باستانی و یا یکی از خادمان آنها را کشته است. فرقههای تاریک او را فراموششدهترین مینامند.
خدایان محرز شده
سیثان
سیثان تنها خدای باستانی است که اسمش بر سر زبانهاست و این شهرت را مدیون خدمتگزارانش که کیراجی نامیده میشوند است. او در سیلیتس و در نبردی که منجر به شکست یک تایتان نیز شد، مغلوب شد. به نظر میرسید که سیثان برای همیشه شکست خوردهاست ولی به عنوان نیروی محرکهی حامی کبراجی دوباره پدیدار شد. وی در ژرفای زیرین معابد مخروبهی آنیکراج زندانی شدهاست، جایی که طی هزاران سال ارادهاش را بر کیراجی اعمال میکند، موجوداتی که خودشان بر سیلیتید حکم میرانند.
یاگسارون
مشخص شده که اورساک با نام «حیوانی با هزاران شکم»احیا شده است، یاگسارون دومین خدای باستانی است که به وضوح چنین اسمی دارد. بهظاهر یاگسارون در اعماق تپههای خاکستری نرثرند جایی که ریشههای درخت جهان نابود شده وردراسیل در آن رخنه کرده قرار دارد. از طریق این ریشهها یاگسارون درخت را همانند فربلاگهای گریزلیماو آلوده کرده و آنها را از پا در آورده است.
اسلینکین ربات گنوم، وقتی که در معدن وینترگرید در حال جستجو بود کشته شد، قبل از مرگش مشخص شد که به ظاهر غضب در حال نزاع با یاگسارون هستند. آخرین نکات شامل کلمه «یاگسارون»بود که با تمسخر و با صدای بلند گفته میشد. غضب سارونایتهای وینترگرید را استخراج میکنند تا بعنوان سوخت ماشینهای جنگیشان از آن استفاده کنند و اشارهای مشخصاتی دارد که از یاگسارون به دست آمده است. همچنین سارونایت به نام «خون سیاه یاگسارون» نیز نامیده میشود که بهوضوح این ارتباط را نشان میدهد.
کنام زیرزمینی یاگسارون در بسیاری از مناطق شرقی و مرکزی نرثرند گسترده شده است. نفوذ مستقیم او در تپههای خاکستری نمایان است (وردراسیل، فربلاگهای گریزلیماو و اورساک)، زنگار اژدهایان (آنکاهت : قلمروی باستانی بهمراه بیچهرهترینها و فرقهای از پتک شفق در ارتباط با یاگسارون است) و ارتفاعات طوفان (اولدار و محافظ تسخیر شده تیتانها لوکن)
یاگسارون درون «زندان یاگسارون» داخل الودار قرار دارد و بسیاری بر این باورند که او همانطور که سیثان آخرین باس آنکیراج بود یاگسارون نیز آخرین باس اولدار است.
دیگر خدایان باستانی و خدمتگزارانشان
|
این مدخل یا قسمت شامل گمانهزنیها، نظرات و یا احتمالاتی است که ممکن است در داستان رسمی بلیزارد اتفاق بیافتد و نباید با داستان رسمی اشتباه گرفته شود. |
|
شمشیر ارباب
برخی بر این باورند که بقایای فراموششدهترین در بقعه شمشیر ارباب یکی از خدایان باستانی یا خادمان آنها بوده است.
فراموش شدهترین
فراموششدهترین بسیار بزرگ و قدرتمند است که در اعماق آزجولنروب زندگی میکند. فراموششدهترین به خروش آمده و به جهان باز میگردند. آرتاس با یکی از فراموششدهترینها در راهش به سریر یخی جنگید. فراموششدهترینها شاید خدایان باستانی صغیر و یا خادمانشان هستند. موبهای بیچهرهترینها در قلمروی باستانی به فراموششدهترینها اشاره میکند. به نظر میرسد خدایان باستانی و فراموششدهترینها لزوما یک چیز نیستند و یا واژهی فراموششدهترین لقبی برای خدای باستانی یا خادمانشان بوده است.
هاکار
سلاخ روح
گمان میرود که وی یک خدای باستانی و یا فرزند یکی از آنها باشد. همچنین به نظر میرسد که وی نیروی اهریمنی که مسئول کابوس زمردین است میباشد.
اولاتک الهه مار مانند
ظاهرا یولاتک یکی از خدایان باستانی است
راگناروس
عدهای(مانند دورفهای آهن تیره) معتقدند که راگناروس فقط یکی از لردهای عنصری نبود بلکه یکی از خدایان باستانی به شمار میرفت(یا به صورتی وضعیت یک خدای باستانی را به دست آورد).
شیطان قدرتمند و باستانی
او یکی از موجودات نژاد سیثان است که به وسیله آراکوا احضار شد. احتمال آن میرود یک خدای باستانی باشد. شاید یک خدای باستانی دیگر باشد هرچند ممکن است یک فراموششده باشد. اخیرا احضار آهون این کار را امکان پذیر کرده است.
آنزو
آنزو ظاهرا بهنوعی یکی از خدایان یا نیمه خدایان است. مشخص نیست که او با خدایان باستانی در ارتباط است اما ظاهرا در رویای زمریدن کار میکند.
آکومای
آکومای آخرین باس بلکفیثوم دپث است و مشخص شده که حیوان دست آموز خدایان باستانی است. گسست آکومای هیدرا را بیدار کرد و او خرابههای آنجا را مخفیگاه خویش کرد.
شاهزاده ثاندران
گمان میرود شاهزاه ثاندران پسر الاکیر، یکی دیگر از اربابان عنصری باشد.
نجواهای خدایان باستانی
بعضی مواقع خدایان باستانی با فانیان نجوا میکنند، که سرانجام آنها دیوانه میشوند.
نلثاریون، ملفوریون و واروثن به نجواهای باستانی خدایان باستانی وقتی که روان اهریمن را در اختیار داشتند شنیدهاند. سرانجام، نلثاریون سلامت عقل خویش را از دست داد و خودش را مرگبال نامید و خواستار نابودی حیات غیر اژدهابان شد. همچنین ملقیوریون اشاره میکند که «فرزندان ایسرا باشکوه قربانی نجواهای باستانی میشوند». شهبانوی پاکزادان آشارا میگفت که صدای خدایان باستانی را شنیده که قول دادهاند جان پاکزادان را از گسست با تبدیل آنها ناگا نجات دهند. او پیشنهاد آنها را پذیرفت. بعدها، پاکزادان تبعید شده به ترسیتیفال گلید رفتند و کم کم توسط نجواهای باستانی دیوانه شدند.
حتی تاریخچه تائورن دررون کتبیهی افسانه در ارتفاع بزرگ تاندر بلاف نوشته است «نجواهای باستانی از اعماق زمین میآیند.»
|
این مدخل یا قسمت شامل گمانهزنیها، نظرات و یا احتمالاتی است که ممکن است در داستان رسمی بلیزارد اتفاق بیافتد و نباید با داستان رسمی اشتباه گرفته شود. |
این امکان وجود دارد که یاگسارون با مرگبال نجوا میکرده است، چنانچه در نبرد به او اشاره میکند و بسیاری از سکنه نرثرند را دیوانه کرده است.
خشم لیچ کینگ
|
این مدخل یا قسمت شامل گمانهزنیها، نظرات و یا احتمالاتی است که ممکن است در داستان رسمی بلیزارد اتفاق بیافتد و نباید با داستان رسمی اشتباه گرفته شود. |
|
در یک پست آبی در فرومها مشخص شد که نروبینها پیروان خدایان باستانی در نرثرند هستند. و این به حضور یک خدای باستانی دیگر در نرثرند پافشاری دارد. براستی، اگر ما اطاعات را جمعبندی کنیم بیشتر از یک خدای باستانی وجود دارد. یا نروبینها پیرو خدایان بیشتری هستند.
کوستهای زنجیری در تپههای خاکستری مشخص میکند که درخت جهان خراب شده وردراسیل در این منطقه قرار دارد. در انتهای این کوئستها روح اورساک نجات یافته و صحبت میکند.
«از همه شما درویدهای باستانی عاقل بخاطر نابود کردن وردراسیل متشکرم، بخاطر اینکه ریشههای درخت به اعماق جایی میرفتند که شرارتی باستانی داشت. تو آنها را مثل هم نوعانش خدای باستانی میخوانی. مراقب یاگسارون، موجودی با هزاران شکم باشید. شرارت او فراتز از ریشههای درخت گسترش یافته است»
یافتههای بران
در اولدار تالار سنگ پس از دیوان اعصار، گروهی به بران ریش برنزی کمک میکنند تا ارتباط بین خدایان باستانی و تیتانها را کشف کند. ظاهرا خدایان باستانی قبل از آمدن تیتانها ازروت را الوده کرده بودند و پراکندهگی این عفونت تضمین حیات در این سیاره بود. اگر تیتانها خدایان باستانی را نابود میکردند (که در ابتدا مصمم به انجام این کار بودند. این جوری ناهمخوانی با افسانه است چنانچه تیتانها گفتهاند که بهاین سیاره آمدند و خدایان باستانی را یافتند) خود ازروت نیز بهمراه آنان نابود میشد. خدایان باستانی به اعماق زمین تبعید شده و بندی شدند و ایسر و ونیر هردو (غولهای طوفان و غولهای سنگی) و اژدر ناظران بعنوان محافظین و لوکن بعنوان برگزیده انتخاب شدند.
در حین محافظت از خدای باستانی لوکن تحت کنترل یاگسارون در آمد و سرانجام هم به برادرش ثوریوم و هم به پانتئون خیانت کرد. او در تالار نورانی اولدار ساکن شد و بدنبال راهی برای آزاد سازی یاگسارون و خراب کردن کارهای پانتئون است.
بیش از پنچ خدای باستانی
|
این مدخل یا قسمت شامل گمانهزنیها، نظرات و یا احتمالاتی است که ممکن است در داستان رسمی بلیزارد اتفاق بیافتد و نباید با داستان رسمی اشتباه گرفته شود. |
|
در بازی ایفای نقش اشاره میشود که شاید خدایان باستانی بیش از پنج مورد باشند. بقایای یکی یا بیشتر این خدایان باستانی در اعماق زیری جهان پیدا خواهد شد. بنابراین شاید این خدایان باستانی کوچکتر بودهاند. شاید این مشخص کند که چرا بعضی از خدایان باستانی بهظاهر کشته شدهاند در حالی که کشتنشان آسان بود با این وجود آنها قدرتمند نیز بودهاند. خدایان باستانی سیثان و یاگسارون شاید جاودان باشند و غیر قابل کشتن باشند هرچند که شکست بخورند. شاید بههمین دلد بوده که تیتانها پنج خدای باستانی را بجای کشتن دفن کردهاند.
نامها و در کل طبیعت خدایان باستانی شبیه به گروههای گوناگونی از سیثولو میتوس در کارهای اچ. پی. لاوکرفت (سکوی اول)، بریان لوملی (سکوی سوم) و بازی ایفای نفش فراخوان سیثولو است. سیثان مبتنی بر چثونیاس و یاگسارون بهنظر بر اساس خدای بیرونی یاگسوثوث است.
منبع
مترجم : صالح عظیمی
همه چیز درباره جهان وارکرفت