وریسای بادپا یا Vereesa Windrunner رنجری تواناست که در نبرد دوم بر علیه هورد در کوئل‌تالاس جنگید. او از نژاد الف و خواهر سیلوانس و آلریا است.

او در کتاب روز اژدها مامور اسکورت رونین تا بندر هزیک بود. اما در بین راه مسایلی پیش آمد که وریسا را به اهمیت ماموریت رونین مشکوک کرد. لذا او تصمیم گرفت برای محافظت از او همراهش شود.

وی با همراهی شه‌سوار دانکن با رونین و دورف‌های آئری همراه شدند تا به گریم‌باتول بروند. وقتی نرسیده به مقصد مورد حمله‌ی اژدهایان نکروس قرار گرفتند و رونین از آنها جدا شد، وریسا تصمیم گرفت او را بیابد و نجات دهد.

او و فالستاد با حیله‌ی گابلینی به نام کریل اسیر ترول‌ها شدند و به یاری دورف‌های زمینی که راهنمایشان کراسوس بود، نجات یافتند و به جادوگر پیوستند. سرانجام با کمک او رونین توانست روان اهریمن را نابود کند و الکستراسزا ملکه‌ی اژدهایان را آزاد سازد. بخاطر این موفقیت کیرین‌تور و شاه ترنس از او خواستند تا سفیر رسمی اتحاد شود. او و رونین وظیفه داشتند با سفر در شهر‌های اتحاد کنند و مردم را از خطرات جهان علاوه بر ارک‌ها آگاه سازند.

در همین زمان و بعد از اتفاقات وحشتناگ جنگ سوم در کنار هم، او و رونین عاشق یکدیگر شدند. در کتاب «چشمه‌ی جاودانگی» مشخص شد که ازدواج کرده‌اند و وریسا دوقلو باردار است. (در کتاب جداشدن به واقعه درد وضع حمل او و بازگشت رونین به زمان حال اشاره شده است.)

تقریبا تمام خاندان بزرگ وریسا در حمله‌ی شاهزاده آرتاس به کوئل‌تالاس کشته شدند. گمان می‌رود هردو خواهرش زنده هستند. بخاطر اینکه سیلوانس هنوز زنده است. اگرچه بطور اصولی «کاملا زنده» نیست. و آلریا به‌نظر می‌رسد هنوز زنده است اما این‌که او در کجاست نامعلوم است. همچنین معلوم نیست که او از سرنوشت سیلوانس آگاه است یا خیر.

ریچارد ناک در مصاحبه توضیح داد که وریسا دشمنی شدیدی با الف‌های خون دارد، تواضع در زندگی با رونین و سنت‌های الف‌های عالی را افتخار خویش می‌داند.

او در رمان جدیدی که به زودی منتشر می‌شود و شب اژدها نام دارد حضور می‌یابد.

جهان هنر نبرد

وریسا در نسخه توسعه دهنده بازی جهان هنر نبرد : خشم لیچ کینگ حاضر است، او به‌همراه رونین، جادوگر اعظم آئتاس سان‌ریور و جادوگر اعظم مودرا در ارگ بنفش دالاران قرار دارد. او رهبر پیمان نقره‌ای است، گروهی از الف‌های عالی که مخالفان الف‌های خون در کیرین‌تور هستند.

نقل قول‌ها

* با کمان من و شلیک‌هایم ارک‌ها در هزار یاردی می‌میرند. با ترول‌ها، اهریمنان و ... جنگیدم. تقریبا به ‌همه جای ازروت سفر کردم...بله عشقم، فکر می‌کنم بتوانم قبل از آمدن جینا کنترل کار را در دست بگیرم.

منابع

    * جریان تاریکی (کتاب)
    * روز اژدها (کتاب)
    * چشمه‌ جاودانگی (کتاب)
    * جداشدن (کتاب)
    * شب اژدها (کتاب)


مترجم : صالح عظیمی