پایان اسفبار آرتاس
تمام حدس و گمانها با پایان اسفباری که بلیزارد برای آرتاس رقم زد بهپایان رسید.
بلیزارد که از لیچ کینگ کوهی از شکوه و عظمت ساخته بود بهراحتی و با نامربوطترین شکل ممکن لیچ کینگ را کشت.
جریان از این قرار است که حمله مستقیم به لیچ کینگ آغاز میشود. و تیریون توسط لیچ کینگ در مخروطی یخی محبوس شده و کشته شدن یک یک قهرمانان هورد و اتحاد را میبیند. معلوم نیست که قدرت نور تا الان کجا بوده در حالی که قبلا بارها گفته میشود که در سریر یخی و استحکامات یخی قدرت نور بههیچ عنوان کارگر نیست. ناگهان قدرت نور به تیریون کمک میکند و بلاک یخی شکسته و تیریون با اسلحهی خندهدار اشبرینگر فراستمورن را میشکند. روحهایی که شمشیر جذب کرده یک بهیک رها میشوند از قبیل روح خود آرتاس...در حالی که در بغل ترنس است میگوید بلاخره تمام شد و پدر میگوید آری هیچ شاهی برای همیشه رهبری نمیکند سپس آرتاس میمیرد به همین راحتی! پس از مرگ آرتاس ترنس به تیریون میگوید که باید کسی لیچ کینگ جدید شود و غضب را کنترل کند سپس روح محو شده و تیریون که باخود کلنجار میرود صدایی میشنود. برگشته و بلوارفوردراگون را میبیند. پس از سخنانی بسیار سخیف تیریون کلاهخود را بر سر بلوار گذاشته و بلوار تبدیل به لیچ کینگ جدید میشود و به تیریون میگوید که برو و بگو لیچ کینگ مرده و بلوار نیز به همراهش.
پایان جکومت آرتاس.
بلیزارد که از لیچ کینگ کوهی از شکوه و عظمت ساخته بود بهراحتی و با نامربوطترین شکل ممکن لیچ کینگ را کشت.
جریان از این قرار است که حمله مستقیم به لیچ کینگ آغاز میشود. و تیریون توسط لیچ کینگ در مخروطی یخی محبوس شده و کشته شدن یک یک قهرمانان هورد و اتحاد را میبیند. معلوم نیست که قدرت نور تا الان کجا بوده در حالی که قبلا بارها گفته میشود که در سریر یخی و استحکامات یخی قدرت نور بههیچ عنوان کارگر نیست. ناگهان قدرت نور به تیریون کمک میکند و بلاک یخی شکسته و تیریون با اسلحهی خندهدار اشبرینگر فراستمورن را میشکند. روحهایی که شمشیر جذب کرده یک بهیک رها میشوند از قبیل روح خود آرتاس...در حالی که در بغل ترنس است میگوید بلاخره تمام شد و پدر میگوید آری هیچ شاهی برای همیشه رهبری نمیکند سپس آرتاس میمیرد به همین راحتی! پس از مرگ آرتاس ترنس به تیریون میگوید که باید کسی لیچ کینگ جدید شود و غضب را کنترل کند سپس روح محو شده و تیریون که باخود کلنجار میرود صدایی میشنود. برگشته و بلوارفوردراگون را میبیند. پس از سخنانی بسیار سخیف تیریون کلاهخود را بر سر بلوار گذاشته و بلوار تبدیل به لیچ کینگ جدید میشود و به تیریون میگوید که برو و بگو لیچ کینگ مرده و بلوار نیز به همراهش.
پایان جکومت آرتاس.
پ.ن : من مسافرت بودم همین امروز اومدم و خب بلیزارد رو چک کردم و بههمین دلیل لحن نوشتاری نداره. دوستان به بزرگی خودتون ببخشید.
+ نوشته شده در چهارشنبه بیست و یکم بهمن ۱۳۸۸ ساعت 0:26 توسط صالح عظیمی
|
همه چیز درباره جهان وارکرفت