اینوینسیبل - Invincible
آرتاس اسبش را بهترین اسب تمام امپراطوری میدانست. آرتاس بهراحتی او را فرمان میداد و اینوینسیبل بی چون و چرا آن را اجرا میکرد.
سرنوشت اربابش باعث شد که او بمیرد و بهصورتی نامقدس متولد شود. در بعد از ظهر سرد برفی، آرتاس بسیار سخت از شهر دور شد حتی اگر بهمعنای تاختن در باد و بوران بود. در سفر آرتاس اینویسیبل را بسوی مکانی سوق داد که میبایست اسب میپرید. اما پاس اسب بروی یخها لیز خورد و زانوانش شکست. آرتاس هیچ راهی برای حفظ جان همراهش نداشت و اسب را خلاص کرد و شاهزاده این گناه را برای زمان مدید بهدوش کشید.
سالها بعد، لیچ کینگ قدرتهای نکرومانسی را به آرتاس اعطا کرد، آرتاس به گورستانی که اینوینسیبل را دفن کرده بود رفت و یار وفادار خویش را بهصورت نامرده زنده کرد. در این عمل تاریک به آرتاس حس معنا داری دست داد. او اعتقاد داشت که مرگ اینوینسیبغل تصادفی نبوده بلکه ضرورتی در سرنوشتش بوده است.
اینوینسیبل بهصورت یک اسب جنگی پرورش نیافته بود،اما بعد از اینکه از مرگ بازگشت و در مقابل گرسنگی، زجر و خستگی ایمن شد، تبدیل به بهترین مرک برای آرتاس شد. اکنون سوار اسلکتی در دژ کوهیخی راه میرود و همیشه حاضر برای خدمت به ارباب عزیزش است.
آرتاس و اینوینسیبل زمانی یکی بودند تا زمانی که مرگ آن دو را از هم جدا کرد. اکنون آنها با قدرت لیچ کینگ دوباره بهم پیوستهاند و وحشتی فراوان را برای دشمنانشان به ارمغان میبرند. تنها قدرت قهرمانان ازروت است که یکبار دیگر میتواند آنها را از هم جدا کند.
برای بدست آوردن چنین اسبی، میبایست به دژ کوه یخی یورش ببرید و با لیچ کینگ در حالت هیرویک روبرو شوید. شاید که خوششانس باشید و بتواند مرکب خوبی چون اینوینسیبل را ببرید. جایزه در انتظار کسانی است که بهاندازه کافی شجاعت حمله و روبرو شدن با خشم کامل لیچ کینگ را دارند.
![]()
![]()
همه چیز درباره جهان وارکرفت